السيد الخميني
212
ديوان امام ( فارسى )
سوى او ذرّات وجود عاشق روى ويند * با فطرت خويشتن ثناجوى ويند ناخواسته و خواسته ، دلها همگى * هرجا كه نظر كُنند در سوى ويند بىراهه علمى كه جُز اصطِلاح و الفاظ نبود * جُز تيرگى و حجاب چيزى نفزود هرچند تو حكمت الهى خوانيش * راهى بسوى كعبهء عاشق ننمود