السيد الخميني

176

ديوان امام ( فارسى )

كعبه در زنجير خار راه منى اى شيخ ، ز گُلزار برو * از سر راه من اى رند تبهكار برو تو و ارشاد من اى مُرشد بىرُشد و تباه ! * از برِ روى من اى صوفى غدّار برو اى گرفتار هواهاى خود اى ديرنشين * از صفِ شيفتگانِ رُخ دلدار برو اى قلندرمنش اى باد به كف ، خرقه به دوش * خرقهء شرك تُهى كرده و بگُذار برو خانهء كعبه كه اكنون تو شدى خادم آن * اى دغل ! خادمِ شيطانى از اين دار برو زين كليساى كه در خدمت جبّاران است * عيسىِ مريم از آن خود شده بيزار برو اى قلم بر كفِ نقّادِ تبهكارِ پليد * بنه اين خامه و مخلوق ميازار ، برو