السيد الخميني
160
ديوان امام ( فارسى )
شرح پريشانى درد خواهم دوا نمىخواهم * غُصّه خواهم نوا نمىخواهم عاشِقم عاشِقم مريض توام * زين مرض من شفا نمىخواهم من جفايت بجان خريدارم * از تو ترك جفا نمىخواهم از تو جانا جفا وفا باشد * پس دگر من وفا نمىخواهم تو « صفا » ى منى و « مروهء » من * « مروه » را با « صفا » نمىخواهم صوفى از وصل دوست بىخبر است * صوفىِ بىصفا نمىخواهم تو دُعاى منى ، تو ذكر منى * ذكر و فِكر و دُعا نمىخواهم هر طرف رو كُنم تويى قبله * قبله ، قبلهنما نمىخواهم هركه را بنگرى فدايى تو است * من فدايم فدا نمىخواهم همه آفاق روشن از رُخ تو است * ظاهرى جاى پا نمىخواهم