السيد الخميني

135

ديوان امام ( فارسى )

جلوهء ديدار پرده برگير كه من يار توام * عاشقم ، عاشق رُخسار توام عشوه كُن ، ناز نما ، لب بگشا * جانِ من ، عاشق گُفتار توام بر سر بستر من پا بگذار * منِ دل‌ْسوخته بيمارِ توام با وصالت ز دلم عُقده گشا * جلوه‌اى كُن كه گرفتار توام عاشقى سر به گريبانم من * مستم و مُردهء ديدار توام گر كُشى يا بنوازى اى دوست * عاشقم ، يارِ وفادار توام هركه بينيم خريدار تو است * من خريدارِ خريدارِ توام