السيد الخميني

105

ديوان امام ( فارسى )

طريق عشق فراق آمد و از ديدگان فروغ ربود * اگر جفا نكند يار ، دوستيش چه سود ؟ طلوع صُبح سعادت فرارسد كه شبش * يگانه يار به خلوت بداد اذنِ ورود طبيب درد من آن گل‌رخ جفاپيشه * به روى من درى از خانقاه خود نگشود از آن دمى كه دل از خويشتن فروبستم * طريق عشق ، به بُتخانه‌ام روانه نمود به روز حشر كه خوبان روند در جنّت * ز عاشقان طريقت كسى نخواهد بود اگر ز عارف سالك سخن بود روزى * يقين بدان كه نخواهد رسيد بر مقصود