السيد الخميني
55
جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( فارسى )
تعالى و اولياى او از دنيا برويد . يك عمر از نعمتهاى الهى استفاده كرده ، سر سفرهء امام زمان ( ع ) نشسته ، و آخر كار خداى نخواسته بىايمان و با دشمنى با ولينعمت خود جان بسپريد . بكوشيد اگر علقه ، ارتباط ، و محبتى به دنيا داريد ، قطع نماييد . اين دنيا با تمام زرق و برق ظاهريش ناچيزتر از آن است كه قابل محبت باشد ، چه رسد كه انسان از همين مظاهر زندگى هم محروم باشد . شما از دنيا چه داريد كه به آن دل ببنديد ؟ شماييد و اين مسجد و محراب و مدرسه و يا كنج خانه ؛ آيا صحيح است كه بر سر مسجد و محراب با يكديگر رقابت كرده ايجاد اختلاف نماييد و جامعه را فاسد كنيد ؟ و تازه اگر همانند اهل دنيا داراى زندگى مرفه و مجللى باشيد و خداى نخواسته ، عمر خود را با عيش و نوش سپرى سازيد ، پس از پايان عمر مىبينيد كه همانند خواب خوشى گذشته است ، ولى عقوبات و مسئولياتش هميشه گريبانگير شما خواهد بود . اين زندگى زودگذر به ظاهر شيرين ( بنابراين كه خيلى شيرين بگذرد ) در مقابل عذاب غير متناهى چه ارزشى دارد ؟ عذاب اهل دنيا گاهى نامتناهى است . تازه اهل دنيا كه خيال مىكنند به دنيا دست يافته و از تمام مزايا و منافع آن بهرهمندند ، دچار غفلت و اشتباه مىباشند . هر كسى دنيا را از دريچهء محيط و محل زيست خود مىنگرد ، و خيال مىكند دنيا همان است كه او دارد . اين عالم اجسام وسعيتر از آن است كه بشر تصور كرده