السيد الخميني

37

جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( فارسى )

ائمهء طاهرين ، عليهم السلام ، بسيارى از مسائل را با لسان ادعيه بيان فرموده‌اند . لسان ادعيه با لسانهاى ديگرى كه آن بزرگواران داشتند و احكام را بيان مىفرمودند خيلى فرق دارد . اكثرا مسائل روحانى ، مسائل ماوراء طبيعت ، مسائل دقيق الهى و آنچه را مربوط به معرفة اللّه است ، با لسان ادعيه بيان فرموده‌اند . ولى ما ادعيه را تا آخر مىخوانيم و متأسفانه به اين معانى توجه نداريم ، و اصولا نمىفهميم چه مىخواهند بفرمايند . در اين مناجات مىخوانيم : الهى هب لي كمال الانقطاع إليك ؛ و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها إليك ، حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النور ، فتصل إلى معدن العظمة و تصير ارواحنا معلّقة بعزّ قدسك . « 33 » اين جملهء الهى هب لي كمال الانقطاع إليك شايد بيانگر اين معنا باشد كه مردان آگاه الهى بايد پيش از فرارسيدن ماه مبارك رمضان خود را براى صومى كه در حقيقت انقطاع و اجتناب از لذات دنياست ( و اين اجتناب به طور كامل همان انقطاع إلى اللّه مىباشد . ) آماده و مهيا كنند . كمال انقطاع به اين سادگى حاصل نمىشود . احتياج فوق العاده به تمرين ، زحمت ، رياضت ، استقامت و ممارست ، دارد تا بتواند با تمام قوا از ما سوى اللّه منقطع گردد و به غير خداوند توجهى نداشته باشد . تمام صفات وارستهء انسانى در انقطاع كامل إلى اللّه نهفته است . و اگر كسى بدان دست يافت ، به سعادت بزرگى نايل شده است . ليكن با كوچكترين توجه به دنيا محال است انقطاع إلى اللّه تحقق يابد . و كسى كه بخواهد روزهء ماه مبارك رمضان را با آن آدابى كه از او خواسته‌اند انجام دهد ، لازم است انقطاع

--> ( 33 ) - « بار الها ، گسستگى كامل از جهان و توجه به سوى خودت را ارزانيم فرما ، و چشم دلهايمان را با پرتو ديدار خودت روشن گردان تا ديدهء دلها پرده‌هاى نور را به درد و به معدن عظمت و جلال برسد و جانهايمان به درگاه عزّ قدس تو تعلق گيرد . »