الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
53
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى )
د ) كسانى كه توانايى دارند زن نگيرند بهتر است ( زيرا مسيح قول شاگردانش را تصديق كرد و گفت : ولى تمام مردم نمىتوانند از ازدواج خوددارى كنند مگر كسانى كه مشمول لطف و عنايت خدا شدهاند و سپس براى تأييد اين سخن افراد خصى را سه دسته مىكند : خصى مادرزاد ، و خصى به واسطهء طرق مخصوصى كه در ميان مردم رايج است ، خصى به خاطر خدا و ملكوت ! ممكن است عدم ازدواج روحانيان مسيحى ، يك بخش از آن مربوط به الهام گرفتن از همين گفتار شاگردان مسيح و خود او باشد ) . در هر صورت اين عبارات صريح اناجيل سبب شده كه مسيحيان طلاق را ممنوع بدانند ، ولى امروز بسيارى از ملل مسيحى به حكم ضرورت زندگى ، اين قانون را شكسته و در كشورهاى خود طلاق را قانونى ساختهاند . اكنون به بررسى اين حكم مىپردازيم : 1 . نخستين چيزى كه در اينجا به نظر مىرسد اين است : مسيح كه خودش مدّعى است براى تكميل آيين تورات آمده نه براى تغيير آن ، چگونه چيزى كه در آيين موسى عليه السلام جايز بوده است بهكلّى ممنوع ساخته ؟ در انجيل متّى مىخوانيم : « گمان مبريد كه آمدهام تورات يا صحف انبيا را باطل سازم ، نيامدهام تا باطل نمايم بلكه تا تمام كنم زيرا هر آينه به شما مىگويم تا آسمان و زمين زايل نشود همزه و نقطهاى از تورات هرگز زايل