الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

50

مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى )

اكنون كه شرح اين ماجرا را عيناً از انجيل دانستيم اين پرسش‌ها مطرح مىشود : الف ) چه لزومى داشت كه عيسى عليه السلام در برابر اظهار محبّت‌هاى نامناسب و غلط آن زن گناهكار تسليم شود و اجازه دهد كه او با اشك‌هاى چشمانش پاهاى وى را شست‌وشو داده و با گيسوانش آن را خشك كند ، پاى او را به دست خود عطرمالى كرده و مرتّباً بر آن بوسه زند ( به‌خصوص اينكه آن زن قاعدتاً پيرزن بدشكل و بدقواره‌اى نبوده ، چه اينكه گناهكار شهر محسوب مىشد ! و اگر بپذيريم كه او براى توبه از گناهان سابق خود به سراغ عيسى آمده ، همانا ندامت او از گناه و ايمان آوردن به خدا و علاقهء او به مسيح و تصميم بر ترك اعمال خلاف ، كافى بوده و ديگر هيچ مجوّزى براى آن‌همه صورتمالى و دستمالى و امثال آن در كار نبوده است . آيا تسليم در برابر اين اعمال دور از عفّت ، با مقام نبوّت و رهبرى خلق و با مندرجات يك كتاب آسمانى سازگار است ؟ ب ) آيا اين عمل مسيح سرمشقى براى مردم ديگر به‌خصوص شاگردان او نمىشده كه از چنان اظهار محبّت‌هاى شرم‌آورى استقبال كنند ؟ ج ) عذرى كه در اين باب از مسيح نقل شده خيلى عجيب است ، زيرا خلاصهء عذر مزبور اين مىشود كه گناه اين زن از تو ( شمعون ) بيشتر است و چون بيشتر اظهار محبّت كرد ، آمرزش بيشترى يافته ، معلوم نيست اين پاسخ چه ربطى به ايرادى كه شمعون در دلش به