الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
29
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى )
نكردند بلكه در نوشتن هر انجيلى تنها يكى از شاگردان يا يكى از شاگرد شاگردان دست اندر كار بوده و چنان كه خواهيم ديد خود اين شاگردان نيز ( طبق گفتهء اناجيل ) افراد مورد اعتمادى نبودهاند و بعضى از آنها دست به جنايات عجيبى زدند . پس چگونه به چنين كتابهايى كه هر كدام به وسيلهء يك يا دو نفر نوشته شده مىتوان اعتماد كرد ، بهخصوص كه افراد كاملًا مورد اعتمادى هم نبودهاند . 2 . هيچ دليلى در دست نيست كه نويسندگان اناجيل ، نوشتههاى قبلى مربوط به زمان مسيح در دست داشتهاند و مطالبى را كه از وى شنيدهاند در زمان وى نوشته باشند ، حتّى مورّخان مسيحى جرأت چنين ادّعايى را ندارند و مدركى بر آن يافت نمىشود . 3 . با توجّه به اينكه غالب مردم آن زمان بىسواد بودهاند و با توجّه به اينكه در نوشتن كتاب اصلى مسيح ( مجموعه وحىهايى كه بر او نازل شده ) در زمان خود مسيح كوتاهى شده و يا اگر نوشته شده از ميان رفته است ، هرگز به شايعات و مطالبى كه در افواه مردم آن زمان مشهور بوده ( آنهم سالها پس از مسيح ) نمىتوان به عنوان يك منبع قابل اعتماد تكيه كرد . خوشبختانه در اين اناجيل نيز كمتر مطلبى به عنوان تعليمات آسمانى مسيح ديده مىشود بلكه چنان كه گفته شد غالباً شرح حال او و يارانش است . دوم - گاهى براى اثبات درست بودن اناجيل ، پا را از اين فراتر نهاده و مىگويند : بعد از درگذشت مسيح ، روحالقدس مطالب اناجيل را به نويسندگان آنها وحى و الهام كرده ، زيرا مسيح پس از