الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
101
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى )
است . يا اينكه رابطهء اين سه ، مانند جرم آتش و نور و حرارت آن است . يا اينكه رابطهء آنها مانند رابطهء روح و فكر و كلمه است كه به يك معنى سه و به يك معنى يكى مىباشند . ناگفته پيداست اينگونه تشبيهات اگر براى مردم عوام كمى قانعكننده باشد ، از نظر علمى كمترين ارزشى ندارد زيرا مىدانيم جرم خورشيد با نور و حرارت آن تفاوت بسيار دارد . « جرم » مادّه است و « حرارت » انرژى خاصّى است كه از امواج خاصّى كه تعداد آن در هر ثانيه مقدار معيّنى است به وجود مىآيد و « نور » يكنوع انرژى ديگر است كه از امواج فوقالعاده سريعتر توليد مىشود و هيچيك از اينها عين ديگرى نيست ، بلكه رابطهء آنها با هم رابطهء علّت و معلول است . جرم خورشيد علّت اصلى براى آنها محسوب مىگردد كه از تجزيهء اتمهاى آن ، انرژى نورى و حرارتى به وجود مىآيد - ساير تشبيهاتى كه گفته شد نيز از همين قبيل است . بنابراين با اين مثالها نيز مشكلى حل نخواهد شد . 3 . توجيه ديگرى كه براى مسألهء وحدت در تثليث ممكن است گفته شود اين است كه : همانطور كه جمعى از فلاسفه و عرفا معتقد به « وحدت وجود » بوده و ذات خدا را با موجودات از يك نظر متّحد مىدانستهاند ، يعنى قائل به وحدت حقيقى و تعدّد اعتبارى بودهاند ، ممكن است ميان خداى پدر و خداى پسر و روحالقدس چنين اتّحادى قائل شد و دوم و سوم را مظهر اوّل ، يا هر سه را مظهر يك ذات واحد بدانيم .