الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ( تدوين سيد محمد عبد الله زاده )
84
گفتار معصومين ( ع ) ( فارسى )
نيستند و دوستىها و دشمنىها ، جلوهاى از جذب و دفع انسانى است كه بر اساس سنخيت و يا ضدّيّت پىريزى شده است ، اينكه دو نفر دوست دارند با هم باشند به خاطر سنخيت بين آنهاست و اگر بينشان مشابهتى نباشد همديگر را جذب نمىكنند ؛ و جذب و دفع دو ركن اساس زندگى بشر است . انسانها از لحاظ جاذبه و دافعه به طبقات مختلفى تقسيم مىشوند : 1 . افرادى هستند كه نه جاذبه دارند و نه دافعه ، نه با كسى دوست هستند و نه با كسى دشمن ؛ آنها افرادى هستند بىتفاوت كه موجودى بىارزش و بىثمر هستند و هدفشان فقط خوردن و خوابيدن است ، مثل حيوانات . 2 . مردمى كه جاذبه دارند اما دافعه ندارند ، با همه مردم خوبند و همه آنها را دوست دارند ، اين هم از نظر اسلام مردود است چرا كه انسان بايد با خوبان خوب باشد و با بدان بد باشد ، مؤمنان را به سوى خود جذب كند و افراد خائن را از خود دور كند . 3 . مردمى كه دافعه دارند امّا جاذبه ندارند ، با كارهايشان براى خود دشمن درست مىكنند امّا دوست پيدا نمىكنند ، اينها هم افرادى ناتوان هستند چرا كه در حديثى امام على عليه السلام مىفرمايند : ناتوانترين مردم كسى است كه از يافتن دوست ناتوان باشد . 4 . مردمى كه هم جاذبه دارند هم دافعه ؛ شخص مؤمن بايد در زندگى اين گونه باشد كه دوستان جانفشان پيدا مىكند و دشمنان را از خود دور مىكند . پيشوايان ما اين گونه بودند . « 1 » يك جامعه بايد هم نيروى جاذبه و هم نيروى دافعه داشته باشد ، چنان كه قرآن مىفرمايد : « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ » « 2 » كه دافعهاش در مقابل كفّار
--> ( 1 ) . اين تقسيمات چهارگانه از كتاب « دافعه و جاذبهء على عليه السلام » از شهيد مطهرى گرفته شده است ( 2 ) . سورهء فتح ، آيهء 29