الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ( تدوين سيد محمد عبد الله زاده )
30
گفتار معصومين ( ع ) ( فارسى )
زبانش باز مىشود و ملاحظهء هيچ كس را نمىكند ؛ يا اينكه صاحب قدرت خطرناكى است كه اگر احترامش نگذارند نظرش بر مىگردد و يا اينكه آدم شرورى است و براى اينكه از شرش در امان باشند احترامش مىگذارند . مطابق اين حديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : بدترين امّت من چنين افرادى هستند كه به آنها پول مىدهند و يا دعوتشان مىكنند تا اينكه از شرّشان در امان باشند ، حضرت چنين كسى را از خود نمىداند . گاهى اوقات علت اينكه چرا به كسى احترام مىگذارند معلوم نيست . آيا صاحب فضيلت است يا اينكه حاجتى دارند و يا اينكه از او مىترسند ؛ اينها بدترين افراد هستند ، چون اشرارى هستند در لباس صاحبان فضيلت . در اسلام به مسألهء آزار نرساندن به خلق خدا ومدارا كردن با مردم ، همسايهها ، دوست و زير دست ، بسيار سفارش شده و تأكيد شده به آنها ظلم نشود . على عليه السلام در « نهجالبلاغه » قسم ياد مىكند كه : « وَاللَّهِ لأنْ أبِيْتَ على حَسَكِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً وَاجَرَّ في الأغْلالِ مُصَفَّداً أحَبُّ إلَيَّ مِنْ أنْ ألْقَى اللَّهَ وَرَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ ، وَغاصِباً لِشَيْءٍ مِنَ الْحُطامِ ، وَكَيْفَ أظْلِمُ أحَداً لِنَفْسٍ يُسْرِعُ الَى البِلى قُفُولُها وَيَطولُ في الثَّرى حُلُولُها ؛ اگر دست و پايم را در زنجير كرده و در كوچه و بازار بكشانند و شبها مرا روى نوك خارهاى جانگداز « سعدان » « 1 » قرار بدهند ، برايم محبوبتر است از اينكه خدا و رسولش را روز قيامت در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم كرده و چيزى از اموال آنها را غصب نموده باشم . چگونه به كسى ستم روا دارم ، آن هم براى جسمى كه تار و پودش به سرعت به سوى كهنگى پيش مىرود و مدتهاى طولانى در ميان خاكها مىماند » . « 2 » چگونه شكر اين نعمت گذارم * كه زور مردم آزارى ندارم
--> ( 1 ) خارهاى سفت و محكمى كه در بيابان حجاز مىرويد . ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 224 .