الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ( تدوين سيد محمد عبد الله زاده )
27
گفتار معصومين ( ع ) ( فارسى )
كلمهء عَرَضْ معمولًا به مال و متاع دنيا گفته مىشود و علّتش اين است كه واقعاً عارضى است و دوامى ندارد و زايل مىشود و مطابق فرمايش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله غنا و بىنيازى از كثرت مال و ثروت حاصل نمىشود بلكه غناى حقيقى ، غناى نفس است . اين مسأله در زندگى افراد بسيار مهم است ، چرا كه ما افراد زيادى را مىبينيم كه اموال زيادى دارند ولى باز هم حريص هستند ، شب و روز تلاش مىكنند ولى نه خودشان از زندگى خود استفادهاى مىبرند و نه ديگران از اموالشان خيرى مىبينند ، هرچه به دست مىآورند باز از فقر مىنالند . در مقابل افرادى را مىبينيم كه چيزى از مال دنيا ندارند ولى بىاعتنا و بىتفاوت هستند . بنابراين آنچه انسان را بىنياز مىكند ، غناى نفس است و آنچه انسان را نيازمند و فقير مىكند ، فقر نفسانى است . نقل شده است كه روزى بهلول به سراغ هارون رفته و يك پول سياه در دست هارون گذاشت ، هارون گفت : اين چيست ؟ بهلول گفت : نذر كردهام اگر مشكلم حل شود صدقهاى به فقيرى بدهم و هر چه فكر كردم فقيرتر از تو پيدا نكردم . اين اشخاص ظاهرشان غنى است امّا باطنشان يك دنيا فقر است و در مقابل افرادى هستند كه دستشان تهى است ، اما باطن آنها بىنياز است . ريشههاى فقر معنوى : عوامل و ريشههاى فقر معنوى عبارتند از : 1 . آرزوهاى دور و دراز كه سبب مىشود خود را هميشه نيازمند ببيند . 2 . وابستگى به دنيا كه انسان را گرسنه نگه مىدارد ، در مقابل زهد كه غناى نفس است . 3 . فراموش كردن آخرت ، كه خيال مىكند هر چه هست همين دنياست . 4 . چيزى را ارزشمندتر از پول نمىداند و حال آنكه بزرگى نفس ، آبرو و شخصيّت ، استقلال وجودى و آرامش وجدان از پول بالاترند ، ولى بعضى آبرو را فداى پول و مال مىكنند . امام على عليه السلام در خطبهء همّام مىفرمايد : « عَظُمَ الخالقُ فى