الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ( تدوين سيد محمد عبد الله زاده )

22

گفتار معصومين ( ع ) ( فارسى )

« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرّحِيم اعْلَمْ انَّ للَّهِ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلّاً لا يَسْكُنُهُ الّا مَنْ اسْدى الى اخيهِ مَعْروفاً اوْ نَفَّسَ عَنْهُ كُرْبَةً ، اوْادْخَلَ عَلَى قَلْبِهِ سُروراً وَهذا اخوكَ والسلام ؛ آگاه باش ، زير عرش الهى سايه‌اى وجود دارد كه فقط سه طايفه در آن سكونت دارند ، كسى كه در حق برادر ايمانى خود خير و نيكى انجام دهد ، يا گرهى از مشكلات او بگشايد ، يا سرور و شادى به قلب او وارد سازد ؛ حامل نامه هم برادر توست ، سلام و رحمت الهى بر شما باد » . آن شخص نامه را گرفت و پس از انجام فريضهء حج ، به وطن برگشت ، شبانه به سراغ فرماندار رفت و جريان را به اطّلاع او رساند . فرماندار با خوشحالى دست در گردن او انداخت و بوسه بر سر و چشم او زد ، با اشتياق نامهء امام را گرفت و روى چشم خود گذاشت و به احترام آن بلند شد و تمام اموال خود را ميان خود و او تقسيم نمود و قيمت اموال غير منقول را نيز پرداخت و مرتب مىگفت : برادرم آيا تو را خوشحال ساختم ؟ و مرد گرفتار مىگفت : بلى به خدا خيلى بيش از حد مسرورم ساختى ، سپس پروندهء حساب او را در آورد و روى حساب او قلم گرفت و او را با خوشحالى مرخص نمود . مرد گرفتار عازم بيت الله الحرام گرديد تا او را دعا كند و امام را در جريان كار خود قرار دهد . وقتى امام عليه السلام از اوضاع آگاه شد بسيار خوشحال گرديد . آن مرد پرسيد : آيا اين واقعه شما را خوشحال نمود ؟ فرمود : به خدا قسم من و اميرالمؤمنين و جدّم رسول اللَّه را شاد ساخت و خدا را نيز خشنود نمود . « 1 » در اين حديث خوشحال كردن ائمّه و خداوند در سايهء خدمت به بندگان خداست كه هركس بايد به اندازهء نفوذ و توان خود حلال مشكلات مردم باشد . در حديثى آمده كه دو تن از اصحاب اختلاف داشتند ، يكى از اصحاب بزرگ به نام مفضّل چهارصد درهم داد و مشكل مالى آن دو را حل كرد و بعد گفت : اين پول از امام صادق عليه السلام بود . معلوم مىشود امام عليه السلام مأمور داشت و به او پول مىداد تامشكل مردم را حل كند .

--> ( 1 ) حياةالامام موسى بن جعفر عليه السلام ، ص 161 .