الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

113

كتاب النكاح ( فارسى )

از كلام محقّق ثانى استفاده مىشود كه مرحلهء بروز است كه موجب فسخ است ، ولى صاحب جواهر اصرار دارد كه در مرحلهء كمون هم حقّ فسخ هست ولى ما در اين معنا ترديد داريم و شمول حكم را نسبت مرحلهء كمون نمىپذيريم ، چرا كه اگر شك هم كنيم اصالة اللزوم حاكم است . 89 القول فى العيوب ( الجذام ) . . . . . 17 / 1 / 83 نكته : بعضى از اين عيوب در سابق اصلًا و يا به آسانى قابل علاج نبوده است ، ولى در عصر و زمان ما قابل علاج است ، حتّى افضا و عفل را ممكن است با جرّاحى درمان كنند و يا جذام و برص در عصر و زمان ما قابل درمان است . حال آيا بايد به زوجه مجال داد تا خود را درمان كند يا زوج مىتواند نكاح را فسخ كند ؟ اينها از مسائل مستحدثهء قابل بحث است كه در پايان مباحث عيوب بحث خواهيم كرد و حتّى عيوبى كه از اين عيوب منصوصه بدتر است مثل ايدز در پايان مباحث عيوب بحث خواهيم كرد . اقوال : از نظر اقوال بين اصحاب ما مخالفى نيست و در بين عامّه هم اگر اختلافى باشد بسيار كم است . ادلّه : 1 - اجماع : همان اجماعى را كه جامع المقاصد در مورد برص ادّعا كرده بود در اين مسأله هم ادّعا مىكند . 2 - لا ضرر : ضررى از اين بالاتر نيست چرا كه خطر سرايت دارد و روايت نبوى مىفرمايد : فِرَّ مِنَ المجذوم فرارك من الأسد . « 1 » چيزى كه در احاديث نبوى اين گونه توصيف شده قطعاً داخل عنوان لا ضرر است . ان قلت : در حالات امام سجاد عليه السلام داريم كه حضرت عدّه‌اى مجذوم را مشاهده كرده و پيش آنها نشسته و با آنها غذا خوردند . قلنا : اين روايات را توجيه كرده‌اند تا تعارضى بين اين دو روايت نباشد : 1 - در روايت ندارد كه در يك ظرف با آنها غذا خوردند بلكه در كنار يك سفره بوده پس تعارضى با روايت نبوى ندارد . 2 - ائمّه عليهم السلام داراى مقام توكّل بسيار بالايى بودند كه به خاطر آن ، از اين گونه مسائل محفوظ مىماندند كه اين مخصوص مقام امامت و ولايت است . 3 - ادلّهء نفى عسر و حرج : زندگى با زوجهء مجذوم داراى عسر و حرج است ، پس لاجعل عليكم فى الدين من حرج شامل اينجا هم مىشود . 4 - تدليس : اگر چنين بيمارى داشته باشد و پنهان كند و بعد از ازدواج معلوم شود چون عرف عقلا بيان اين امور را از شرايط مىداند پس اخفاى آن تدليس ، و ادلّهء تدليس اينجا را شامل مىشود . 5 - روايات : روايات كثيره‌اى كه در خصوص جذام وارد شده است . در هفت روايت از روايات ده‌گانه كه در مورد برص وارد شده جذام هم ذكر شده است ؛ « 2 » و چون روايات متضافر است نياز به بحث از سند ندارد . * . . . عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه ( سند معتبر است ) عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال : المرأة تردّ ( به معناى حقّ خيار است نه اين كه الزامى باشد ) من أربعة اشياء من البرص و الجذام و الجنون و القرن و هو العفل . . . « 3 » * . . . ( در سند سهل بن زياد است ) عن رفاعة بن موسى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال : تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون و أمّا ما سوى ذلك فلا . « 4 » 3 - قَرَن : سوّمين عيب از عيوب مختصّ به مرئه عيب قرن است ، كه به آن قَرَنْ ، قَرْن و قُرْنَة هم گفته شده است . مرحوم امام ( ره ) معناى وسيعى براى قرن قائل شده و مىفرمايد : القرن و يقال له العفل و هو لحم أو غدّة أو عظم ينبت فى فم الرحم يمنع عن الوطء . بنابراين قرن با عفل به يك معناست و معناى آن وسيع است و لحم زائد ، غدّه و عظم را شامل مىشود ، ولى بعضى بين عفل و قرن فرق گذاشته و معتقدند كه قرن در خصوص عظم است ولى عَفَل در مورد لحم است و به همين جهت ، عيوب مختصّ به مرئه را هفت عيب ذكر كرده‌اند . آيا اين بحث اثرى دارد ؟ خير ، عيب‌ها شش يا هفت عدد باشد تفاوتى ندارد ، بحث در

--> ( 1 ) سفينة البحار . ( 2 ) ح 1 ، 2 ، 6 ، 10 ، 11 ، 13 و 14 باب 1 از ابواب عيوب . ( 3 ) ح 1 باب 1 از ابواب عيوب . ( 4 ) ح 2 باب 1 از ابواب عيوب .