الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

110

كتاب النكاح ( فارسى )

سابقاً مىگفتيم كه سيرهء عقلا در مورد بعد از عقد بر اين است و شارع هم اين سيره را امضا كرده است به اين بيان كه مرد و زن بعد از عقد در معرض حوادث هستند و هر كدام ممكن است بيمار شوند ، به همين جهت بعد از عقد نمىتوان به جواز فسخ حكم كرد . ولى رواياتى داريم و حتّى ادّعاى اجماع هم شده است كه اگر يك مرتبه وطى حاصل شود خيار فسخ ساقط مىشود - بحث آن در فرع ثانى مىآيد - بنابراين سيرهء عقلا در اينجا جارى نمىشود . پس محلّ كلام ما خصوصيّتى دارد كه اگر يك مرتبه هم وطى حاصل شود ، خيار فسخ ندارد و سيرهء عقلا براى درازمدت بود ، بنابراين و لو عيب حادث باشد اگر مرّة واحدة هم وطى نكرده موجب حقّ فسخ است و اين خلاف سيرهء عقلا هم نيست . فرع دوّم : لو وطأ مرّة واحدة مشهور اين است كه خيار عيب ساقط مىشود ، بلكه ادّعاى اجماع شده است ولى از ابن زهره و ظاهر كلام مفيد مخالفت نقل شده است . أقوال مشهور : 1 - روايات باب : مشهور به روايات تمسّك كرده‌اند و در بين روايات هيجده‌گانه سه روايت « 1 » است كه تعبير « مرّة واحدة » و يا « وقعة واحدة » دارد . هرچند هر سه روايت از نظر سند ضعيف است ، ولى مشهور به آن عمل كرده‌اند و ضعف سند با عمل مشهور جبران مىشود . مرحوم حاجى نورى هم در مستدرك دو روايت « 2 » از كتاب جعفريّات نقل كرده است كه محلّ كلام است و از نظر سند مشكل دارد . جمع‌بندى روايات : علاوه بر جبران ضعف سند روايات به عمل مشهور ، روايات متضافر و حجّت است . 2 - استصحاب عدم بقاى عنن : دليل ديگرى هم آورده‌اند كه آن تعبير « لِرجاءِ زواله » است ، يعنى چون يك بار توانسته است ، امكان دارد بازهم بتواند كه اين تعبير نشان مىدهد ، موضوع ثابت نيست و بازگشت آن به استصحاب عدم بقاى عنن و شبههء موضوعى است . 87 القول فى العيوب ( العنن ) . . . . . 15 / 1 / 83 فرع سوّم : إن كان قادراً على غيرها و لم يكن قادراً عليها آيا در اين صورت زن حقّ فسخ دارد ؟ اين كه بر زوجه قادر نيست و بر غير زوجه قادر است ممكن است عوامل مختلفى داشته باشد ، ممكن است به جهت سحر و جادو باشد كه البتّه غالباً اين چنين نيست بلكه در بعضى از موارد به جهت سحر و جادو است و لو غالباً مردم كمبودها ، كاستىها و تنبلىهاى خود را از سحر و جادو مىدانند . اقوال : مشهور و معروف اين است كه زوجه حقّ فسخ ندارد و ادّعاى اجماع شده است ، ولى از مرحوم شيخ مفيد نقل شده كه حقّ فسخ دارد ، چون مرد قادر نيست . ادلّهء قول مشهور : ادلّه‌اى كه مىگويد زوجه حق فسخ ندارد عبارتند از : 1 - اصالة اللزوم : خيار فسخ دليل مىخواهد و وقتى دليل نداريم اجازه نمىدهيم . 2 - اطلاق روايات : اطلاق بسيارى از روايات مىفرمود : « لا يقدر على النساء » كه عام است يعنى بر وطى هيچ زنى قادر نيست نه اين كه فقط بر زوجهء خودش قادر نباشد . * . . . قال فى العنّين إذا علم انّه عنّين لا يأتى النساء . . . « 3 » ظاهرش مطلق النساء است ، پس وقتى قادر بر نساء ديگر است ديگر عنّين و لا يأتى النساء نيست . * . . . قال : اذا تزوّج الرجل المرأة و هو لا يقدر على النساء . « 4 » يعنى قادر به وطى هيچ مرئه‌اى نيست نه خصوص زوجهء خودش را . * . . . قال : عليه المهر و يفرّق بينهما اذا علم انّه لا يأتى النساء . « 5 » اين سه روايت و بعض روايات ديگر اين باب شاهد است كه عنّين كسى است كه قادر بر نساء نيست نه اين كه بر بعضى قادر

--> ( 1 ) ح 2 و 4 و 8 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 2 ) مستدرك ، ج 15 ، ح 2 و 3 ، باب 13 از ابواب عيوب . ( 3 ) ح 2 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 4 ) ح 7 باب 14 از ابواب عيوب . ( 5 ) ح 13 باب 14 از ابواب عيوب .