الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
101
كتاب النكاح ( فارسى )
اقوال : مشهور و معروف اين است اگر در خصا زن با خبر نبوده ، در صورتى كه قبل از عقد باشد باعث فسخ مىشود ولى عدّهء قليلى از علماى ما و اهل سنّت قائل شدهاند كه خصا موجب فسخ نمىشود ، و علّت آن اين است كه اين عدّه معتقدند در حال خصاء قدرت آميزش از بين نمىرود بلكه توالد و تناسل از بين مىرود بنابراين عيبى نيست كه موجب فسخ شود و از عجايب اين است كه چندين نفر از بزرگان مىگويند در حال خصا نه تنها قدرت آميزش از بين نمىرود ، بلكه افزايش مىيابد ، چون حالت انزال حاصل نمىشود تا باعث فتور و سستى شود . مرحوم صاحب جامع المقاصد مىفرمايد : و القول بكونه ( خصاء ) عيباً هو المشهور بين الأصحاب و قد دلّت عليه الأخبار . . . و قيل إنّه ليس بعيب لبقاء آلة الجماع و قدرته عليه و يقال إنّه أقدر عليه لأنّه لا يُنْزل و لا يعتريه فتور و هو ( اين قول ) مردود بالنص و بأنّ جهة كونه عيباً غير منحصر فى ذلك ، لأنّ فوات التناسل به جهة يقتضى كونه عيباً . « 1 » مرحوم شهيد ثانى در مسالك مىفرمايد : و المشهور بين الاصحاب كونه عيباً و النصوص به كثيرة . « 2 » مرحوم شيخ در كتاب خلاف به اقوال عامّه اشاره كرده و مىفرمايد : إذا تزوّجت برجلٍ فبان أنّه خصىّ أو مسلول ( خصى كسى است كه مادرزادى خصى بوده و مسلول كسى است كه بعداً آن عضو را كشيدهاند ) أو موجوء ( كوبيده شده ) كان لها الخيار و للشافعى فيه قولان أحدهما مثل ما قلناه ( عيب است ) و الثانى لا خيار لها لانّه ( خصى ) متمكّن من الايلاج ( آميزش ) و إنّما لا ينزل و ذلك لا يوجب الفسخ دليلنا : اجماع الفرقة و اخبارهم . « 3 » ولى از مبسوط شيخ نقل شده است كه ايشان عيب نمىدانند و حتّى در مبسوط فرموده است : خصى يوجئ و يبالغ ( بيش از ديگران قدرت آميزش دارد ) . اصلاح اشتباه : در اين گونه موضوعات نبايد از خودمان چيزى بگوييم بلكه بايد اهل خبره نظر دهند . ما با بعضى از اطبّا اين مسأله را مطرح كرديم و به سه دليل اين نتيجهگيرى را اشتباه مىدانند : 1 - بعضى از كشورها قانونى دارند كه اگر بعضى از افراد جنون جنسى داشته باشند به طورى كه متعرّض بچّهها و نوجوانان شوند ، براى جلوگيرى از آن ، عضو مخصوص را خارج مىكنند تا آن شور از بين رود . اگر اين كار باعث شدّت و قوّت مىشد ، چنين قانونى قرار نمىدادند . 2 - اشخاصى كه عضو مخصوص را خارج مىكنند كم كم حالت زنانه پيدا مىكنند و موهاى صورتشان مىريزد و صداى آنها تغيير مىكند و به كلّى قوّت جنسيشان از بين مىرود . 3 - سابقاً مردانى به نام خواجههاى حرم بودند كه آنها را به حرم سرا راه مىدادند و از ناحيهء آنها فكرشان راحت بود چون لا يرغبون فى النساء بودند . اين قراين به وضوح دلالت مىكند كه در اين افراد آن حالت تدريجاً از بين مىرود ، نه اين كه تشديد و تقويت شود ، پس بدون شك اين مسأله تأثير دارد و لو تأثير موقّت نداشته باشد ولى تدريجاً كم و نابود مىشود . ادلّه : مشهور مىتوانند به دلايلى تمسّك كنند : 1 - لا ضرر : ضعف و فتور آميزش ، ضرر و عسر و حرج بر زن است مخصوصاً اگر مرئه شابّه باشد و علاوه بر اين از جهت تناسل هم بر مرئه ضرر است ، پس زن حقّ فسخ دارد . 2 - روايات : عمده دليل روايات « 4 » است و دلالت مىكند بر اين كه مرئه مىتواند فسخ كند . * . . . عن أحدهما عليهما السلام فى خصى دلّس نفسه لامرأة مسلمة فتزوّجها فقال : يفرّق بينهما إن شاءت المرأة و يوجع رأسه و إن رضيت به و أقامت معه لم يكن لها بعد رضاها به أن تأباه . « 5 » اين روايت داراى دو سند است كه در يك سند « سهل بن زياد » است و اين سند ضعيف است ولى در سند ديگر سهل بن زياد نيست و اين سند صحيح و معتبر است . اين روايات و روايات ديگر همه در مورد تدليس است . آيا اين روايات بحث ما را كه خيار عيب است ثابت مىكند يا اين كه در مورد خيار تدليس است ؟ 80 القول فى العيوب ( الخصاء ) . . . . . 24 / 12 / 82 * . . . عن سماعة ( سند معتبر است ) عن أبى عبد اللَّه عليه السلام إنّ خصيّاً
--> ( 1 ) ج 13 ، ص 227 . ( 2 ) ج 8 ، ص 103 . ( 3 ) ج 4 كتاب النكاح ، ص 357 مسألهء 141 . ( 4 ) ح 1 ، 2 ، 3 ، 5 و 7 باب 13 از ابواب عيوب . ( 5 ) ح 1 ، باب 13 از ابواب عيوب .