الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
77
كتاب النكاح ( فارسى )
مدّتى زن ادّعا كرد كه عدّهاش تمام نشده بوده ، ادّعاى او بر ضدّ عقد صحيح پذيرفته نيست ، مگر اين كه شاهد اقامه كند ، پس اگر مرد احتمال كذب مىدهد مىتواند ادّعاى زن را نپذيرد و او را همسر خود بداند و الزام به تمكين كند و اگر زن - بينها و بين اللَّه - مىداند كه عقد در عدّه بوده و دخول هم صورت گرفته است بايد ترتيب آثار زوجيت را ندهد ، يعنى تمكين نكند ، خودش را مستحق نفقه و ارث . . . نداند ولى اگر مجبور شد از باب اجبار تمكين كند . ما در خيلى از موارد گرفتار اين مسأله هستيم كه حكم واقعى قابل تفكيك نيست ، چون دو جعل نمىتواند متناقض باشد ولى حكم ظاهرى قابل تفكيك است چون به معنى ترتيب اثر است و تناقض نيست . دو روايت هم داشتيم كه مىفرمود براى يكى حلال و براى ديگرى حرام است « 1 » تصريح دارد اگر احدهما عالم باشد و ديگرى جاهل ، براى عالم حرام و براى جاهل حلال است . ما روايات را بر حكم ظاهرى حمل كرديم يعنى براى جايى است كه معلوم نيست زن راست بگويد . ان قلت : اين خلاف ظاهر روايت است چون روايت « هذا حلال و هذا حرام » مىگويد كه حكم واقعى است چرا كه هميشه تعبيرات روايات را بر حكم واقعى حمل مىكنيم و حكم ظاهرى قرينه مىخواهد . قلنا : القرينة واضحة و موجودة ، چه قرينهاى بهتر از اين كه در حكم واقعى تجزيه محال است كه قرينه مىشود بر اين كه كلام امام را بر حكم ظاهرى حمل كنيم و اگر بر حكم واقعى حمل كنيم ، در اين صورت كلام معصوم را بر امر غير معقول حمل كردهايم . الامر الثالث : آيا دخولى كه موجب حرمت ابدى مىشود دخول در قُبل است يا در غير قُبل هم حرمت ابدى مىآورد ؟ مرحوم صاحب جواهر و صاحب عروه و ديگران متعرّض اين مسأله شدهاند و فرقى بين دخول در قُبل و غير آن نگذاشتهاند ، و معتقدند دخول در غير قبل هم موجب حرمت ابدى مىشود ، امام ( ره ) هم متعرّض شدهاند . دليل اين مسأله اطلاق « دخل بها » است كه شامل هر دو مىشود . ان قلت : اطلاق به دخول در قبل انصراف دارد . قلنا : انصراف بدوى است چون با دقّت در مسأله روشن مىشود كه معاملهء زوجيّت با او كرده و ممكن است دخول در غير قبل اشد هم باشد . 51 ادامهء مسئلهء 1 و شبيهسازى . . . . . 18 / 10 / 81 « مسألهء مستحدثه : شبيهسازى » امروزه گفته مىشود كه يكى دو مورد از شبيهسازىهاى انسان متولّد شده كه البتّه هنوز ثابت نشده و ممكن است براى سركيسه كردن بعضى و يا اغراض ديگر اين بحثها را مطرح كنند و تا با دلايل روشن ثابت نشود نمىتوانيم روى آن صحّه بگذاريم . سلّمنا ، اين كار صورت گرفته باشد آيا اين عمل جايز است يا نه ؟ شبيهسازى اين است كه از تركيب سلولهاى جنسى ( نطفهء نر و ماده ) انسانى متولّد نشود بلكه در واقع سلولى غير جنسى را پرورش دهند ( مثلًا از پوست يا گوشت يا استخوان ) و موجودى به وجود آيد كه شبيه موجود اوّلى است ، دقيقاً شبيه چيزى كه در گياهان به نام قلمه زنى معمول است . به شبيهسازى « كلونينگ » مىگويند كه در ريشهء يونانى به معنى قلمه زنى است . براى اين كار سلولى را از بدن جدا كرده و آن را تحريك مىكنند تا شروع به نمو كند بعد از آن كه مقدارى رشد نمود آن را در رحم زن مىكارند ( مانند كاشتن قلمه در زمين آماده ) و در آنجا پرورش مىيابد تا انسان كامل شود . اگر سلول از بدن زن گرفته شده باشد زن مىشود و اگر از بدن مرد باشد مرد مىشود و از نظر تمام صفات شبيه موجود اوّل است . حال بر فرض چنين عملى وقوع خارجى داشته باشد يكى از نشانههاى قدرت خداست چون نشان مىدهد كه تمام ذرات بدن انسان يك انسان كامل است و از اينجا معلوم مىشود كه وقتى قرآن مىفرمايد تمام اجزاء بدن در روز قيامت سخن مىگويند ( أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ) چگونه اين عمل ممكن مىشود . پس شبيهسازى راهى براى شناخت خدا و نشانهء عظمت پروردگار است و دانشمندان كار بزرگى انجام نمىدهند ، بلكه كسى در هر ذره از وجود انسان و يا درخت يك انسان كامل يا يك درخت قرار داده كار بزرگى انجام داده است . آيا اين كار جايز است ؟
--> ( 1 ) ح 3 و 4 ، باب 17 از ابواب مصاهره .