الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
155
كتاب النكاح ( فارسى )
اوّل است چون اسم على عليه السلام را نمىتواند ببرد شيعه را دشمن مىدارد پس در واقع در كانون دلش دشمن على عليه السلام است . تفسير دوّم : مصداق كمى دارد و در زمان خاص و مربوط به گروه خاصّى است . تفسير اوّل : همان احتمال است ، كه در زمان ما مصداقى جز خوارج ندارد . نتيجه : موضوع ناصبى همان قسم اوّل است . 108 ادامهء م 7 و 8 ( في نكاح المخالف ) . . . . . 10 / 3 / 82 غلات كافر هستند و ازدواج با آنها باطل است خواه زوج باشد يا زوجه و يا ابتدا باشد يا استدامه . ادلّه : 1 - اجماع : مسأله اجماعى و اختلافى در آن نيست . 2 - كفر غلات : غلات كافر هستند و هر كافرى نكاحش باطل است . دليل كفر غلات : علّت آن يكى از دو چيز است : الف ) منكر الوهيّت و نبوّت هستند ، يعنى خدا را قبول ندارند و مثلًا على عليه السلام را خالق مىدانند و يا على عليه السلام را بالاتر از پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانند . ب ) منكر ضرورات دين هستند يعنى على عليه السلام را خالق يا رازق مىدانند ( مثل حديث مجعول « خطبة البيان » « 1 » و يا شريك پيامبر مىداند . واسطهء فيض بودن اگر به اين معنى باشد كه خداوند فيض را به واسطهء اينها به بندگان مىدهد اين درست است ولى اگر منظور خالقيّت و رازقيّت باشد باطل است . معنى « بيمنه رزق الوراء » اين است كه خدا عالم را براى انسان كامل آفريده است ، بنابراين هدف غايى خلقت انسان كامل است و مصداق أتمّ آن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام و انبياء بودهاند ، پس عالم براى آنان آفريده شده ، بنابراين اگر گناهكاران روزى مىخورند به خاطر آنهاست ، مثل اين كه علف هرزههاى اطراف نهرها از آبى كه براى درختان پربار جارى شده استفاده مىكنند . مرحوم علّامهء مجلسى در مورد فلسفهء صد تكبير قبل از زيارتها ، فرموده : طباع تمايل به غلوّ دارد و لذا گفته شده كه صد بار تكبير بگوييد . بعضى خيال مىكنند هرچه بيشتر غلوّ كنيم ولايتمان كاملتر است در حالى كه سفارش شده در خط وسط حركت كنيد و دو كس هلاك مىشوند « محبّ غال و مبغض قال » و مع الاسف بعضى در لباس اهل علمند ولى در عقايد و كلام كالعوام هستند در حالى كه ما تابع دستور و راهنمايى ائمّه عليهم السلام هستيم . 3 - روايات : روايات در مورد غلات خيلى كم است چون غلات چندان محل ابتلا نبودند ، ولى ناصبىها بعد از دوران بنى اميّه خيلى زياد بودند . فقط چند روايت در مورد غلات داريم ولى در مورد نكاح آنها نبوده بلكه در مورد كفر آنها است . * قال : و قال النبى صلى الله عليه و آله : صنفان من امّتى لا نصيب لهم فى الاسلام الناصب لاهل بيتى حرباً و غال فى الدين مارقٍ منه ( تا اينجا كلام پيامبر است ولى ذيلى كه ما گفتيم كلام صدوق و در مورد نكاح است دربارهء ناصبىهاست ولى با ضميمهء قاعدهء « وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ » ، به درد بحث ما مىخورد ) . . . . « 2 » * احمد بن على بن ابى طالب الطبرسى فى الاحتجاج قال : روى عن ابى الحسن الرضا عليه السلام ذم الغلات و المفوّضة و تكفيرهم و البراءة منهم . مفوّضه عدّهاى از غلات هستند كه مىگويند ائمه را خدا آفريده و امر حيات و ممات و رزق انسانها را به دست آنها داده است . « 3 » * . . . قال : قال أبو عبد اللّه عليه السلام : قل للغالية : توبوا الى اللّه فانكم فسّاق كفّار مشركون . « 4 » در اين دو حديث هم در مورد نكاح بحث نشده پس در مورد غلات حديثى در مورد بطلان نكاح نداريم . [ مسألة 8 : ( في نكاح المخالف ) ] مسألة 8 : لا اشكال فى جواز نكاح المؤمن ( شيعه ) المخالفة غير الناصبية و امّا نكاح المؤمنة ( زن شيعه ) المخالف غير الناصب ففيه خلاف و الجواز مع الكراهة لا يخلو من قوّة لكن لا ينبغى ترك الاحتياط مهما امكن ( در واقع امام « ره » جزو قائلين به جواز مطلق هستند ) .
--> ( 1 ) بحار ، ج 25 ، ص 348 . ( 2 ) ح 14 ، باب 10 از ابواب ما يحرم بالكفر . ( 3 ) وسائل ج 18 ، ح 31 باب 10 از ابواب حدّ مرتدّ . ( 4 ) وسائل ج 18 ، ح 41 ، باب 10 از ابواب حدّ مرتدّ .