الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

153

كتاب النكاح ( فارسى )

از مجموع روايت استفاده مىشود كه زن ثقفى تمايلات مخالف اهل بيت عليهم السلام داشته و با وجود تمام نقاط مثبتى كه داشته است حضرت او را رها كرده و از تمام نقاط قوت او چشم پوشيدند و شايد ناراحتى ايشان به اين جهت بوده كه چرا از اوّل او را نشناخته و بچّه‌دار هم شده است . * و بالاسناد عن زرارة ( سند معتبر است ) عن ابى جعفر عليه السلام قال : دخل رجل على على بن الحسين عليهما السلام فقال : انّ امرأتك الشيبانيّة ( طائفهء بنى شيبان ) خارجيّة تشتم عليّاً عليه السلام فان سرَّك ( خوشتان مىآيد ) عن أسمعك ذلك منها اسمعتك ( به شما نشان دهم كه در غياب شما لعن و شتم مىكند ) قال : نعم ، قال : فاذا كان حين تريد أن تخرج كما كنت تخرج فعد فاكمن فى جانب الدار قال : فلمّا كان من الغد كمن فى جانب الدار و جاء الرجل فكلّمها فتبيّن منها ذلك فخلّى سبيلها و كانت تعجبه ( به حسب ظاهر حال مورد علاقه‌اش بود ) . « 1 » بقى هنا شىء : ناصبى كيست ؟ آيا با خوارج يكى است ؟ آيا كسى است كه دينش عداوت است و عداوت دارد ؟ آيا كسى است كه غير معصومين را بر آنها ترجيح مىدهد ؟ آيا كسى است كه با شيعه مخالف است ؟ و يا منكر فضائل اهل بيت عليهم السلام است ؟ صاحب جواهر و ديگران در بحث نجاست كفّار بحث ناصبى را عنوان كرده‌اند كه در جلسهء آينده آن را دنبال خواهيم كرد . 106 ادامهء مسئلهء 7 . . . . . 6 / 3 / 82 بقى هنا شىء : ناصبى كيست ؟ ناصبى در چهار كتاب ( كتاب الطهارة ، كتاب النكاح ، كتاب الارث و كتاب الحدود ) احكام دارد پس بايد موضوع آن معلوم شود و بدانيم ناصبى كيست تا احكام را بر او جارى كنيم . دربارهء معناى ناصبى تفاسير و احتمالات متعدّدى موجود است كه پنج احتمال و تفسير مهمّ را عرض مىكنيم : تفسير اوّل : تفسيرى كه جمعى از بزرگان دارند و مىفرمايند : « الناصبى من يستدين ببغض على » ، قاموس در اين زمينه مىگويد : و النواصب و الناصبية و اهل النصب المتدينون ببغضة على عليه السلام لانّهم نصبوا له اى عادوه . « 2 » « نصب » در لغت معانى متعدّدى دارد : الف ) به معنى تعب ، خستگى و ناتوانى ، در سورهء كهف به اين معنى آمده است . « فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً » . « 3 » ب ) به معنى علامت و اظهار كردن چيزى ، قرآن مىفرمايد : « وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ » « 4 » كه يكى از گوشت‌هاى حرام ، گوشتى بود كه قربانى بت‌هاى منصوب و نمايان مىكردند . بنابراين انصاب بت‌هايى است كه نصب كرده و آن را عبادت مىكردند و آشكار بود . ج ) به معنى تظاهر به دشمنى ، نصب له اى عاداه ، شايد اين معنى هم از معناى دوّم گرفته شده باشد كه به معنى تظاهر بود . در تفسير اوّل تديّن به بغض على عليه السلام يا اهل بيت عليهم السلام جزء معنى است ، يعنى اين را جزء دينش قرار داده است كه در خيلى از عبارات علما هم آمده است و رواياتى هم داريم كه ناصبى را به همين معنى تفسير مىكند : * . . . عن عبد اللّه بن ابى يعفور ( بعيد نيست كه سند معتبر باشد اگر چه صاحب جواهر تعبير به خبر ابن ابى يعفور دارد ) عن ابى عبد اللّه عليه السلام فى حديث قال : و ايّاك أن تغتسل من غسالة الحمّام ( حمام‌هاى سابق داراى مخزن آبى بود كه در پايين آن شيرى قرار داشت و زير آن يك حوضچهء كوچكى بود ، آب از منبع در حوضچه مىريخت و با ظرفى از آن آب بر روى خود مىريختند و خود را شستشو مىدادند ، آب‌هاى زائد در چاهكى جمع مىشد و بعضى به خاطر شلوغ بودن حمام از آب آلودهء همان چاهك استفاده مىكردند كه در احاديث متعدّدى از آن نهى شده است ) ففيها تجتمع غسالة اليهودى و النصرانى و المجوسى و الناصب لنا اهل البيت ( شاهد در اين تعبير است و از اين كه ناصبى در كنار يهود و نصارى قرار داده شده معلوم مىشود كه مذهبش ناصبى بودن است ) فهو شرّهم فان اللّه تبارك و تعالى لم يخلق خلقاً انجس من الكلب و ان الناصب لنا اهل البيت لأنجس منه . « 5 » * قال : و قال النبى صلى الله عليه و آله : صنفان من امّتى لا نصيب لهم فى الاسلام

--> ( 1 ) ح 7 ، باب 10 از ابواب ما يحرم بالكفر . ( 2 ) قاموس المحيط ، مادهء نصب . ( 3 ) آيهء 62 ، سورهء كهف . ( 4 ) آيهء 3 ، سورهء مائده . ( 5 ) وسائل ، ج 1 ، ح 5 ، باب 11 از ابواب ماء مضاف .