الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

131

كتاب النكاح ( فارسى )

90 ادامهء م 1 و م 2 ( العقد الواقع بين الكفار ) . . . . . 26 / 1 / 82 در آيهء سورهء بقره « صابئين » در حالت نصبى ذكر شده و عطف بر اسم « إنّ » است ولى در سورهء مائده تعبير « الصَّابِئُونَ » به صورت رفعى آمده كه براى توجيه آن سه راه حل گفته شده است : 1 - عطف بر محل است چون محل اسم « انّ » مرفوع مىباشد و عطف بر محل در ادبيّات عرب فراوان است . 2 - مبتدا و خبر آن محذوف است « و الصابئون و النصارى كذلك » . 3 - عطف بر ضمير « هادُوا » كه اين تركيب درست نيست چون عطف بر ضمير متصل مرفوعى جايز نيست مگر آن كه ابتداء به منفصل تأكيد گردد . بعضى از اين آيات سوء استفاده كرده و مىگويند همهء اديان بر حق هستند و اين همان صلح كلّى است كه صوفيّه به آن قائلند : مسلمان ، گر بدانستى كه بت چيست * يقين كردى كه حق در بت‌پرستى است آيات زيادى با اين مبنا مخالف است كه دو آيه بيان شد . 3 - آيهء « وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ » « 1 » ضمير « جاءهم » به يهود و نصارى برمىگردد . معناى « مصدّق لما معهم » چيست ؟ قرائنى داريم كه معناى عبارت اين است كه پيامبرى بيايد هماهنگ با نشانه‌هايى كه در تورات و انجيل آمده است و معناى آن اين نيست كه قرآن تحريف انجيل و تورات را تصديق مىكند همان گونه كه امروزه بعضى از مسيحىها از آن سوء استفاده مىكنند . اين آيه مىفرمايد قبل از آمدن قرآن مىگفتند وقتى پيامبر اسلام آمد به كمك او بر شما مشركين عرب پيروز مىشويم « فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا » هنگامى كه فردى با نشانه‌هايى كه يهود و نصارى مىشناختند ، آمد آنها قبول نكردند و كافر شدند و علّت آن اين بود كه مىگفتند ما فكر مىكرديم كه پيامبرى از بين بنى اسرائيل ظهور خواهد كرد پس نژادپرستى آنها اجازه نداد كه ايمان بياورند . آيه با صراحت مىفرمايد كه اگر دين جديد به عنوان آخرين دين بيايد بايد پذيرا شد و كسى كه كافر شود لعنت خدا بر او باد در حالى كه شما مىگوييد همهء اديان بر حق هستند . به عبارت ديگر يكى از شيطنت‌هاى افراد مغرض توسّل به تفسير به رأى است كه داراى انواعى است و يكى از آنها انتخاب گزينشى آيات است ، يعنى آنچه كه از آيات در سير پيش داورىهاى اوست مىپذيرد و بقيّه را كنار مىگذارد ، در حالى كه بعضى از آيات قرآن بعض ديگر را تفسير مىكند . بر فرض كه آيهء مائده ابهام داشته باشد آن را در كنار اين آيات قرار مىدهيم و اين آيات آن را تفسير مىكند . پس كسانى كه به آيات قرآن استدلال مىكنند يا مسلمانند كه بايد همهء آيات را قبول داشته باشند امّا اگر قرآن را قبول ندارند و مىخواهند از مسلّمات ما بر عليه ما استدلال كنند در جواب آنها بايد گفت قرآن فقط يك آيه نيست بلكه آيات متعدّد است و متشابهات را با محكمات تفسير مىكنيم پس اين بهانه‌جويىها جايى ندارد . اضف الى ذلك ، تاريخ پيامبر گوياى اين مسأله است كه پيامبر ، اديان مختلف و كشورها و اقوام مختلف را به دين اسلام دعوت كرد اگر صلح كل است دعوت و نامه‌نگارى ، و مباهله با نصارى براى چيست ؟ پس اين شاهدى گوياست كه وقتى اسلام آمد آيين‌هاى ديگر نسخ شد . بنابراين آيه دلالت دارد كه صابئين اهل كتابند و شواهدى آورديم كه در زمان خودشان برحق بودند ، از جملهء شواهد اين است كه « الَّذِينَ أَشْرَكُوا » در اين دو آيه نيامده است ، اگر برنامه ، ايمان جديد است در اين صورت اگر مشركين ( الَّذِينَ أَشْرَكُوا ) ايمان بياورند قبول است پس از اين كه « الَّذِينَ أَشْرَكُوا » در اين دو آيه نيامده و معلوم مىشود كه ايمان مجدّد مراد نيست . بقى هنا شىء : ريشهء كلمهء « صابئين » مشهور و معروف بين ارباب لغت اين است كه از مادهء « صبأ » به معنى انحراف از حق است و صابى كسى است كه از دينش خارج شده و به دين ديگر بگرايد . به اينها هم چون از دين پيامبرشان انحراف پيدا كردند صابئين مىگويند . جمعى از محقّقين عصر ما مىگويند صابى يك لغت عبرانى و از ريشهء « صبع » به معنى فرو رفتن در آب است و لذا در كنار نهرهاى

--> ( 1 ) آيهء 89 ، سورهء بقره .