الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

42

كتاب النكاح ( فارسى )

و ما الّذى ينبت اللّحم و الدّم ؟ فقال : كان يقال عشر رضعات . . . « 1 » روايت ، عدد را قرينه براى اثر قرار داده است نه اينكه عدد اصل مستقل باشد ، اگر چه روايت در مقام تقيّه است . * . . . عن عبيد بن زرارة ، عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال : سألته عن الرّضاع ما ادنى ما يحرم منه ؟ قال : ما ينبت اللحم و الدم ثم قال : أ ترى واحدة تنبته فقلت : اثنتان اصلحك اللّه ؟ فقال : لا ، فلم ازل اعدّ عليه حتّى بلغت عشر رضعات . « 2 » * . . . عن عبد اللّه بن سنان ، عن ابى الحسن عليه السلام قال : قلت له : يحرم من الرضاع الرضعة و الرضعتان و الثلاثة ؟ قال : لا الّا ما اشتدّ عليه العظم و نبت اللحم . « 3 » 32 شرائط الرّضاع ( الخامس ) . . . . . 9 / 8 / 80 مؤيّد : اگر انسان در فلسفهء حكم رضاع دقّت كند ، بايد اثر را اصل بداند ، زيرا فلسفهء حكم رضاع اين است كه گوشت و پوست و استخوان مرتضع از شير مادر رضاعى روئيده و مثل بچّه‌هاى خود او شده است و در واقع برادر و خواهر بودن بخاطر تشابه جسمانى است و تشابه جسمانى وقتى حاصل است كه انبات لحم و شدّ عظم حاصل شود ، مخصوصاً در مورد روايت « الرضاع لحمة كلحمة النسب » كه در منابع فقه و اصول آمده بود ، گفتيم « لحمة » دو معنى دارد : 1 - قرابت و خويشاوندى . 2 - نخ‌هاى افقى پارچه ( پود ) . بنابراين انسانها به وسيلهء لحمهء رضاع به هم پيوند مىخورند و معنايش اين است كه بايد يك اثر جسمانى باشد تا به هم پيوند بخورند و رضاع يك اثر معنوى نيست . مقام پنجم : آيا معيارهاى سه‌گانه با هم هماهنگى دارند ؟ بسيار بعيد به نظر مىرسد كه شارع سه امر دور از هم را ملاك يك چيز قرار دهد ، و لا بد بين اينها تقاربى هست . ان قلت : بين زمان و عدد چه تقاربى است ؟ قلنا : تقارب هست چون بچّه در شبانه روز پانزده مرتبه شير مىخورد و اگر هم تقارب نداشته باشند ، بخاطر اين است كه در « يوم و ليلة » نبايد در اثناء غذا بخورد ؛ ولى در عدد ، مىتواند در اثناء غذا بخورد ؛ ولى به هر حال يك شبانه روز شير خوردن بدون غذا خوردن با پانزده مرتبه شير خوردن كه بين آن ، غذا هم مىخورد ، در اثر ، تقارب و تناسب دارد . ان قلت : اين دو ( زمان و عدد ) با انبات لحم و شدّ عظم چه تقاربى دارند ؟ قلنا : نموّ بچّهء شيرخوار سريع است و نبايد او را با انسانهاى بزرگ مقايسه كرد . پس بعيد نيست كه در يك شبانه روز ، انبات لحم و شدّ عظم حاصل شود . مقام ششم : اثر از كجا فهميده شود ؟ اثر يك امر خفى است . پس از كجا فهميده شود ؟ صاحب جواهر مىفرمايد دو راه دارد . 1 - رجوع به عرف عام : گاهى اثر حسّى است و موضوع ظاهر است ، در اينجا احتياج به مراجعهء به اهل خبره نيست ، مثلًا مدّت طولانى بچّه‌اى شير مرضعه خورده ، امّا در وسطِ آن ، شيرِ مادرش را هم خورده است ، در اين مدّت به انبات لحم و اشتداد عظم يقين داريم و اثر حاصل است ، و لو عدد و زمان درست نشده است ، و ما به آن قناعت مىكنيم . 2 - رجوع به اهل خبره : گاهى اثر حسّى نيست ، يعنى در موضوعاتى كه خفى هستند ، براى آگاهى از آن نياز به اهل خبره است و در رجوع به اهل خبره بايد شرائط شهادت جمع باشد ( ايمان ، عدالت و عدد ) . ولى ما معتقديم كه براى اثبات موضوعات ، نه تعدّد شرط است و نه ايمان ، بلكه وثاقت كافى است ، چون سيرهء عقلاء در باب موضوعات بر اين جارى است و شارع هم سيرهء عقلاء را امضاء كرده است و دو شرط عدد و ايمان مربوط به مقام تنازع و شهادت نزد قاضى است . ان قلت : بعضى از روايات مىگويد اثر وقتى حاصل مىشود كه عشره يا خمس عشره رضعات متواليات باشد ، كه توالى را اماره بر اثر مىداند ، آيا اين احاديث با كلام صاحب جواهر تعارض دارند ؟ آيا چنين اثرى به درد ما مىخورد ؟ قلنا : روايت براى جايى است كه بخواهيم از عدد پى به اثر ببريم ؛ ولى اگر بالوجدان پى به اثر ببريم ، ( مثلًا سه ماه است شير مىخورد و لو شرائط عدد و زمان را ندارد ) روايت نفى اثر نمىكند و اين شرائط لازم نيست .

--> ( 1 ) ح 18 ، باب 2 از ابواب رضاع . ( 2 ) ح 21 ، باب 2 از ابواب رضاع . ( 3 ) ح 23 ، باب 2 از ابواب رضاع .