الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
54
كتاب النكاح ( فارسى )
جمعبندى : اگر تصريح كند به نكاح يا وصايت عام باشد در اين صورت وصى مىتواند در امر نكاح دخالت كند . 44 ادامهء مسئلهء 10 . . . . . 29 / 8 / 79 بقى هنا شىء : آيا وصى ولايت بر مجنون دارد ؟ جنون يا متصل به صغر است كه از بچگى ديوانه بودهبلغ فاسد العقل ، و يا اينكه بعد از بلوغ فاسد العقل شده است ، اين قسم نيز خود دو قسم است : در حيات اب مجنون شده است ( پسر عاقلًا بالغ شده و بعد از بلوغ در حيات اب مجنون شد ) و يا اين كه پدر كه زنده بود بچه عاقل و بالغ بود و بعد از ممات پدر فاسد العقل شده ، پس مجموعاً سه قسم است . امام اسمى از مجنون نبرده است . نكته : مباحثى كه در مورد مجنون داريم نه فقط براى نكاح ، بلكه براى ابواب مختلف است و ريشههاى بحث در اينجا حل مىشود . اقوال : مرحوم محقق يزدى در عروة مىفرمايد : و للوصى ان يزوّج المجنون « 1 » ( وصى ولايت بر مجنون دارد ، بدون اينكه تفصيلى دهد ) ولى از كلمات ديگران استفاده مىشود كه ولايت وصى بر مجنون براى قسم اوّل است ( من بلغ فاسد العقل ) . مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد : للوصىّ أن يزوّج من بلغ فاسد العقل ( غير فاسد العقل را نمىگويد ) اذا كان به ضرورة الى النكاح ( نياز به نكاح داشته باشد ) بل نفى بعضهم الخلاف عن ثبوتها فى ذلك ( مسأله اجماعى است كه وصى ولايت بر مجنون بالغ فاسد العقل دارد ) بل عن ظاهر الكفاية الاجماع عليه « 2 » . ظاهر عبارت جواهر اين است كه محل بحث جنون متصل است . مرحوم آية اللَّه حكيم در مستمسك وقتى به شرح كلام عروة مىرسد مىفرمايد كلام عروه مطلق است در حالى كه ظاهر كلام اصحاب اختصاص ولايت وصى به جنون متصل است . از مجموعهء گفتگوها استفاده مىشود كه در جنون متّصل بحثى نيست ؛ ولى در جنون منفصل بحث و تأمل است ؛ زيرا نسبت به خود اب و جد هم بحث است كه آيا بر مجنون منفصل ولايت دارند يا نه ؟ بعضى مىگويند حتّى اب و جد هم ولايت ندارند و بايد سراغ حاكم شرع رفت پس وقتى پدر ولايت ندارد وصى پدر به طريق اولى ولايت ندارد . دليل : در اين مسأله نصّ خاصّى نداريم ، ما هستيم و مقتضاى قواعد و اصل هم عدم ولايت است بايد ديد دليل بر ولايت چيست ؟ از همان راهى كه در وصى بر صغار داشتيم راه را در مجنون طى مىكنيم . الف - جنون متصل به صغر : پدرى از دنيا مىرود و مجنونى دارد وصيت مىكند و قيّمى براى او قرار مىدهد اگر ظاهر وصيت عام باشد وصى ، جانشين اب مىشود و بايد سرپرستى اموال و ازدواج او را بكند هم به حكم بناء عقلا و هم به حكم « فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ . . . » و يا اگر وصيّت هم عام نبود در صورتى كه موصى به امر نكاح ، تصريح كند ، وصىّ جانشين اب مىشود . ب - جنون منفصل : گاهى در حيات پدر است و گاهى بعد از حيات پدر ، ابتداءً بايد ببينيم كه پدر بر مجنون منفصل ولايت دارد يا نه ؟ مشهور فقهاء اين است كه پدر بر مجنون منفصل ولايت ندارد و حاكم شرع ولى اوست كه البتّه خلاف سيرهء عقلا است . اگر بچّهاى در خانوادهاى ديوانه شد چه كسى بايد او را سرپرستى كند ؟ آيا جاى تعجّب نيست ، اگر با وجود پدر به حاكم مراجعه شود ؟ بله اگر ديوانهاى زنجيرى باشد كه نتوان او را نگهدارى كرد در اين صورت به دولت مراجعه مىشود پس بنا به سيرهء عقلا پدر بايد او را نگهدارى كند ، حالا كه پدر مسئوليّت دارد مىتواند همين را به وصىّ منتقل كند . كسانى كه قائل به ولايت وصىّ در جنون منفصل نشدهاند در پدر هم قائل به ولايت نبودهاند . و امّا اگر جنون منفصل ، بعد ممات الاب باشد ، در اين صورت اگر وصايت عام بوده ، عمومش شامل اينجا مىشود ، يعنى اگر گفته است اين بچههاى من تحت سرپرستى توست حتّى اگر بعد از مردن من ديوانه شوند ، در اين صورت وصىّ ولايت دارد ، پس ولايت وصىّ بر جنون منفصل بعد ممات الاب فرع بر اين است كه وصايت عام باشد . جمعبندى : وصىّ بر صغير و مجنون ولايت دارد به اقسام سهگانه جنون ، منتهى مجنون و صغيرى كه نكاح برايشان ضرورت داشته باشد . [ مسألهء 11 : ( ولاية الحاكم فى النكاح ) ] 45 مسألهء 11 ( ولاية الحاكم فى النكاح ) . . . . . 30 / 8 / 79 مسألة 11 : « ليس للحاكم ولايةٌ فى النكاح على الصغير ذكراً كان أو أنثى مع فقد الاب و الجد ( اب و جد باشد بحثى نيست كه حق ندارد در صورت نبودن هم حقّى ندارد ) ، و لو اقتضت الحاجة و الضّرورة
--> ( 1 ) عروة ، مسئلهء 12 نكاح . ( 2 ) جواهر ، ج 29 ، ص 191 .