الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

133

كتاب النكاح ( فارسى )

دهند پس نبايد خلق خدا را تغيير بدهيم و شبيه‌سازى هم نوعى تغيير خلق اللَّه است . قلنا : اوّلًا ( جواب نقضى ) در اين صورت از خيلى از كارها بايد جلوگيرى كنيد مثلًا جراحىِ زيبائى ( عمليّة التجميل ) را بايد حرام بدانيد ، و يا جرّاحى براى جداسازى انگشت ششم و يا جدا كردن دوقلوهاى به هم چسبيده و يا تركيب انواع گياهان با هم و توليد گياهان جديد كه اينها همه تصرّف در خلق اللَّه است و بايد بگوئيد همه حرام است ، در حالى كه هيچ كدام حرام نيست . ثانياً ( جواب حلّى ) : « خَلْقَ اللَّهِ » در آيه اشاره به فطرت اللَّه است ، يعنى من اينها را وسوسه مىكنم تا فطرت اللَّه را تبديل به كفر كنم ، چون مىفرمايد فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ « 1 » كه در ذيل آيهء فطرت است و فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ را تفسير مىكند . پس آيه مربوط به توحيد و شرك است و ربطى به جرّاحى و شبيه‌سازى ندارد . دليل سوم : التفرقة بين المرء و زوجه معتقدند به مقتضاى آيهء فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ « 2 » اين كار حرام است ، يعنى شبيه‌سازى را به جريان هاروت و ماروت تشبيه مىكنند كه آنها از طريق سحر بين مرأة و زوجش جدائى مىانداختند . قلنا : اينها هيچ ربطى به هم ندارد ، زن و شوهر را از هم جدا كردن غير از شبيه‌سازى است ، چون شبيه‌سازى تكثير از غير طريق تركيب نطفهء زن و مرد است ( غير جنسى ) . نتيجه : اگر چه از نظر عنوان اوّلى قائل به اصالة الاباحه شديم ؛ ولى از نظر عنوان ثانوى مشاكل اخلاقى زيادى دارد كه از جمله از بين رفتن نظام خانواده و باردار شدن زنهاى بدون شوهر . . . است ، كه اين مسأله اگر در جامعه گسترش پيدا كرد ، خانواده‌ها تهديد مىشود و مسائل غير اخلاقى و اشباع قواى جنسى از راه نامشروع ، شايع مىشود و مشاكل عظيم اجتماعى را ايجاد مىكند و اگر بتوانيم بگوئيم حرام است ، از طريق عنوان ثانوى است . المقام الثانى : اگر انسانى از اين طريق متولّد شد ، از جهت ارث ، قتل ، اسلام ، حضانت و نفقه و محرميّت چه حكمى دارد ؟ - محرميّت : چون عناوين « الاب » و « الاخ » و « الاخت » در مورد چنين ولدى صادق نيست ، يعنى شبيه دوقلو است ؛ پس صدق برادر و خواهر نمىكند ، بنابراين هيچ يك از عناوين نسبيّه بر آن صادق نيست ؛ ولى عنوان « الام » در اينجا شبيه مادر رضاعى است كه او را پرورش داده ، و نطفه‌اى در كار نيست . ما مىگوئيم با اين مادر ازدواج نكند چون مثل مادر رضاعى است ، زيرا گوشت و پوست او از آن زن پرورش يافته است ، بنابراين احكام محارم جارى نمىشود جز نسبت به مادر ، احتياطاً . - اسلام : اگر مسلمان شود حكم مسلمان را دارد . - قتل : اگر مسلمان باشد ، قتلش ديه دارد . - نفقه و حضانت : عرف عقلا كسى را كه سبب پيدايش چنين طفلى شده ( غير از عرف عقلا دليلى نداريم ) مسئول مىداند پس نفقه و حضانتش با اوست . - ارث : چون در حقيقت برادر و خواهر كسى نيست ارث هم نمىبرد . [ چند مسئلهء مهم باقيمانده از بحث مقدّمات نكاح ] [ مسألهء 12 : ( الافضاء ) ] 115 مسئلهء 12 ( الافضاء ) . . . . . 6 / 3 / 80 چند مسئلهء مهم ( مسائل 12 و 13 و 14 ) از بحث مقدّمات نكاح باقى مانده است كه به آن مىپردازيم . مسألة 12 : لا يجوز وطء الزّوجة قبل اكمال تسع سنين ، دواماً كان النكاح او منقطعاً ، و امّا سائر الاستمتاعات كاللمس بشهوةٍ و الضم و التفخيذ فلا بأس بها حتّى فى الرضيعة ، و لو وطأها قبل التسع و لم يفضها لم يترتّب عليه شيء غير الاثم على الاقوى ، و إن افضاها بأن جعل مسلكى البول و الحيض واحداً أو مسلكى الحيض و الغائط واحداً حرم عليه وطؤها ابداً ، لكن على الاحوط فى الصورة الثانية ، و على أىّ حال لم تخرج عن زوجيّته على الاقوى ، فيجرى عليه احكامها من التوارث و حرمة الخامسة و حرمة اختها معها و غيرها ، و يجب عليه نفقتها ما دامت حيّة و إن طلّقها بل و ان تزوّجت بعد الطلاق على الاحوط ، بل لا يخلو من قوّة ، و يجب عليه دية الافضاء ، و هى دية النفس ، فاذا كانت حرّة فلها نصف دية الرجل مضافاً الى المهر الّذى استحقته بالعقد و الدخول ، و لو دخل بزوجته بعد اكمال التسع فافضاها لم تحرم عليه و لم تثبت الدّية ، و لكن الاحوط الانفاق عليها ما دامت حيّة و ان كان الاقوى عدم الوجوب . عنوان مسأله : اين مسأله در مورد « افضاء » است ، اگر دخول صورت گيرد و

--> ( 1 ) آيهء 30 ، سورهء روم . ( 2 ) آيهء 102 ، سورهء بقره .