الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

108

كتاب النكاح ( فارسى )

قلنا : چون اجمالًا قصد انشاء دارد و معنى را هم اجمالًا مىداند و با اين لفظ مىخواهد ايجاد علقهء زوجيّت كند ، پس مانعى ندارد كه ايجاد علقهء زوجيّت كند و دليل آن وجدان ، صدق عقد ، صدق نكاح و عمومات است . [ مسألة 9 : تعتبر الموالاة و عدم الفصل المعتدّ به بين الايجاب و القبول . ] 79 مسئلهء 9 ( اعتبار الموالاة ) . . . . . 15 / 12 / 78 مسألة 9 : تعتبر الموالاة و عدم الفصل المعتدّ به بين الايجاب و القبول . عنوان مسأله : اوّلين نكته‌اى كه در شرح اين مسأله بايد به آن دقّت شود اين است كه عقد نكاح با ساير عقود در اين زمينه فرقى ندارد و موالات در تمام عقود معتبر است و دليل خاصّى هم در نكاح نداريم ، بنابراين بايد سراغ ادلّهء اعتبار موالات در بقيّهء عقود برويم . اين ادلّه را در بيع مرحوم شيخ انصارى داشتند و صاحب جواهر هم اشاره‌اى دارند بنابراين در اينجا يك بحث كلّى مىكنيم . اقوال : بسيارى از بزرگان موالات را در عقد لفظى معتبر دانسته‌اند و لو بعضى هم متعرّض آن نشده‌اند . مرحوم محقّق در شرايع نه در كتاب البيع و نه در كتاب النكاح متعرّض آن نشده‌اند . و صاحب جواهر هم در كتاب البيع خيلى كوتاه به آن اشاره كرده است ولى معاصرين و بزرگان متأخرين مسئلهء موالات را جدّى گرفته و آن را مطرح كرده‌اند ، بنابراين از نظر اقوال كمتر متعرّض اين مسأله شده‌اند . ادلّه : دو دليل عمده بر اعتبار موالات داريم : 1 - عدم صدق عرفى : اگر بين ايجاب و قبول فاصلهء طولانى باشد عرفاً عقد صدق نمىكند چون عقد يك هيأت اتصاليّهء بين ايجاب و قبول است ، اين هيأت اتّصاليّه و عقد لفظى بايد به هم متّصل شود ، به عبارت ديگر ايجاب و قبول در حكم كلام واحد و قرارداد است و بايد هيئت اتّصاليّهء عرفيّهء اين قرارداد حاصل شود و اگر فاصلهء زيادى شود عقد صدق نمىكند و اصل هم در اين موارد فساد است يعنى نمىدانيم بيع ، تمليك ، تملّك و زوجيّت حاصل شده يا نه ؟ اصل اين است كه حاصل نشده است . ان قلت : عقد يك امر نفسانى و تعهّد است و مادامىكه انصراف از آن حاصل نشده است باقى است و لو يك هفته هم طول بكشد ، به عبارت ديگر حقيقت عقد اتّصال بين دو التزام نفسانى است ، و تا زمانى كه از التزام نفسانى برنگردد ، آن التزام باقى است ، پس چرا بگوييم عقد صدق نمىكند ؟ مگر عقد چيزى غير از گره خوردن دو التزام است ، التزامات مادامىكه از آن منصرف نشده‌اند در نفس موجود است . قلنا : عقد التزام نفسانى نيست بلكه عقد ايجاب و قبول لفظى توأم با التزام است كه ايجاب و قبول يا با كتابت يا با لفظ و يا با اشاره ( فى الجمله ) است . ان قلت : دربارهء فاصله‌هايى كه بين ايجاب و قبول در عرف مىشود چه بايد گفت مثلًا تاجرى با مكاتبه با تاجر ديگر معامله مىكند و حد اقل يكى دو هفته فاصله مىشود در حالى كه آنها در عقد اشكال نمىكنند و آن را عقد مىدانند ، خصوصاً در مورد هدايايى كه از شهرى به شهر ديگر مىفرستند آن هم عقد است و طول مىكشد تا به دست طرف مقابل برسد و تا قبول نكند عقد حاصل نمىشود . بعضى به « ماريهء قبطيّة » مثال زده‌اند كه نجاشى بعد از اسلام آوردن به عنوان هديه براى پيامبر فرستاد و پيامبر قبول كرد در عين اين كه فاصله طولانى بوده است ، پس طبق قول شما اين هديه باطل است چون بين ايجاب و قبول فاصله شده است . قلنا : كتابت حسابش از انشاء لفظى جدا است ، در نكاح كتابت نيست و در جاهايى كه جايز است چون يك امر بقادارى است نبايد با ما نحن فيه ( الفاظ ) مقايسه شود ، و امّا مسئلهء هدايا از قبيل معاطات است كه ايجاب و قبول آن در يك آن حاصل مىشود و ارسال هم غير از اعطاء است و تا به خدمت پيامبر رسيد و پيامبر قبول كرد ايجاب و قبول حاصل شد ، ارسال ايجاب نيست و ارسال وقتى ايجاب مىشود كه به دست طرف مقابل برسد ، پس شما ارسال را با اعطاء اشتباه گرفته‌ايد . سلّمنا ؛ مع الفصل الطويل عقد صادق باشد و ليكن اطلاق « أَوْفُوا بِالْعُقُودِ » منصرف به عقود متعارفه است و در عقود متعارفه در جايى نداريم كه كسى امروز بگويد « انكحت » و شخص ديگر فردا بگويد « قبلت » ، پس اگر بين ايجاب و قبول فاصله ايجاد شود خارج از متعارف است و اطلاقات از اين مصداق منصرف است . تا اينجا ادلّهء خودمان را ذكر كرديم طرف مقابل هم به روايت