الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

57

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

سكولار » كه دولت را موظف مىساخت براى عدالت و رفاه بيشتر تلاش كند و نقش بيشترى براى دولت براى تضمين عدالت قائل شد . « 1 » ولى هر دو نظام ناكارآمدى خود را عيان ساختند ؛ نظام سوسياليسم درهم شكسته شد و دولت رفاه كه براى جلوگيرى از موفقيت سوسياليسم در پاره‌اى از كشورها ايجاد شد و در ابتدا همه گروه‌هاى مردمى از كارگران و سرمايه‌داران را مجذوب خود ساخت نيز با ناكامى مواجه گرديد . « 2 » سبب همهء اين ناكارآمدىها ، كنار گذاشتن آموزه‌هاى دينى و نقش خداوند در زندگى بشر از عرصهء فعاليت‌هاى اقتصادى است . در حقيقت اومانيسم و انسان محورى و تكيه بر عمل و تجربه‌گرايى و بىنيازى از وحى ، جز اين ره‌آوردى نخواهد داشت . آن گاه كه بشر بخواهد در زمين خدايى كند نتايج آن وحشتناك است . در چنين فرضى ترويج مصرف گرايى ، سودپرستى ، لذت‌طلبى و نسبىگرايى اجتناب‌ناپذير است و ره‌آورد آن نابرابرى ، استفاده از شيوه‌هاى غير اخلاقى براى ثروت‌اندوزى ، شيوع انواع بيمارىهاى اخلاقى ، ناهنجارىهاى اجتماعى ، تضعيف روابط عاطفى ، سست شدن بنيان خانواده ، استعمال مواد مخدّر و شيوع بيمارىهايى همانند ايدز و مانند اينها خواهد بود . با آن جهان‌بينى و اين اصول و راهبرد ، اگر كسى غير از اين بينديشد و جز اين عمل كند شگفت‌آور است ! در محيطى كه بر طبل حرص ، لذت‌جويى ، منفعت‌طلبى ، سودپرستى و مصرفِ بيشتر كوبيده مىشود ، به يقين فضيلت ، تقوا ، اخلاق و دگردوستى جايى ندارد ، چرا كه از درختى كه ريشه‌هايش لذت‌جويى و ساقه‌هايش سودپرستى است و با آب مفاخره و مصرف‌گرايى آبيارى مىگردد ، ميوه‌اى جز تبعيض ، شكاف طبقاتى و آسيب‌هاى اجتماعى نخواهد روييد و هرگز نمىتوان چيدن ميوهء عدالت و نوع‌دوستى و اخلاق و معنويت را از آن انتظار داشت . در چنين جامعه‌اى بردگى نيز شكل تازه‌اى به خود مىگيرد و مردم بردهء پول و لذات و هوس‌ها مىشوند . هنرى ميلر نويسنده آمريكايى مىگويد : « وقتى كه لينكلن ( رئيس جمهور وقت آمريكا ) اعلاميهء آزادى [ آزادى بردگان ] را صادر كرد ، تصور كرديم كه به بردگى خاتمه داديم ؛ ولى علاوه بر بردگان سياه ، بردگان سفيد هم به وجود آورديم ؛ يعنى بردگان عصر ماشين » . « 3 » پل تيليش فيلسوف متألّه آلمانى در ميان سدهء بيستم مىگفت : « امروزه توصيف عصر حاضر به عنوان عصر اضطراب ، توصيفى بديهى است » . « 4 » در غياب بُعد اخلاقى ، دارايىهاى مادى و ارضاى اميال ، هدف مىشوند . در اين هنگام ، ارضا فقط ناشى از تأمين نيازها نيست ، بلكه بيشتر از رقابت با ديگران سرچشمه مىگيرد . خودنمايى و تقليد از ديگران الگوى مطلوب رفتار مىشود ؛ اما مصرف تفاخرى نيز ، فقط به صورت موقّت ارضا كننده است ، چرا كه بدون معنادارى و هدفمندى زندگى ، مدها و مدل‌ها چيزى جز تبديل نوعى از پوچى به نوع ديگر نيست . هر فرد براى حفظ تب خريد خود با ابزارهاى قانونى و غير قانونى هميشه در كسب منابع لازم مادّى غرق مىشود و براى وفا به تعهّدات خود در قبال خانواده و دوستان وقت كم مىآورد ، يا تمايل ضعيفى دارد . فشارها به قدرى بر فرد زياد مىشود كه از تحمّلش فراتر مىرود و بدين سبب آرامش خاطرش لطمه مىبيند . « 5 » بر اساس همين تفكّرات است كه برخى از دانشمندان غربى صريحاً مىگويند نمىتوان اخلاق و اقتصاد را كنار هم جمع كرد . يكى از اقتصاددانان غربى به نام « رابينس » مىگويد : « به نظر مىرسد كه منطقاً ناممكن است دو مقولهء اخلاق و اقتصاد با يكديگر به هر شكلى جمع شوند ، بلكه صرفاً كنار هم قراردادن و رديف كردن آنها پشت سر هم است » . « 6 » ( بىآنكه تأثيرى بر يكديگر بگذارند ) .

--> ( 1 ) . با بحران شديد اقتصادى در اروپا در سال 1929 معلوم شد كه‌دست نامرئى ( كه آدام اسميت مىگفت ) ناتوان از حلّ ركود است . كينز ، اقتصاددان انگليسى ( م 1946 ) دست مرئى يعنى اقدامات دولت براى حلّ بحران‌هاى اقتصادى را پيشنهاد كرد . ( اقتصاد توسعه يك الگوى جديد ، ص 60 ) . ( 2 ) . مواد فوق را محمد عمر چپرا در كتاب « اسلام و چالش اقتصادى » به طور مشروح و مستند تحت عنوان نظام‌هاى شكست خورده آورده است . ( 3 ) . تمدّن ماديگرايانهء ما غربىها ، ص 53 . ( 4 ) . همان ، ص 52 . ( 5 ) . ر . ك : اسلام و چالش اقتصادى ، ص 492 - / 493 . ( 6 ) . اقتصاد توسعه يك الگوى جديد ، ص 138 .