الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

46

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

ايشان مىنويسد : خليفهء دوم به شدّت از سكونت صحابه در خارج مدينه جلوگيرى مىكرد ، زيرا مىگفت ، آنان چون صحابهء پيامبرند مورد احترام و توجه ديگرانند و اين باعث مىشود مردم در اختيارشان پول بگذارند و به تدريج قدرتى به هم بزنند و براى حكومت مركزى مايهء دردسر شوند . ولى به مجرد روى كارآمدن خليفهء سوم اين منع برداشته شد و صحابه پراكنده شدند و برخى از آنها به سرعت ، ثروت‌هاى كلانى فراهم كردند تا آنكه جامعه دچار اختلافات طبقاتى و نابرابرى ثروت شد و شورش و انقلاب ، همه جا را فرا گرفت » . « 1 » اين در حالى بود كه برخى ديگر از صحابه در زهد و قناعت ، به سختى ، روزگار مىگذراندند ، و رغبتى به دنيا و ماديات نشان نمىدادند . به هر ترتيب ، هم در متون دينى ، در به دو نظر نوعى تضاد و ناهماهنگى در مورد مال و دارايى ديده مىشود و هم در روش و سيرهء مسلمانان صدر اسلام اين دو نوع عملكرد احساس مىشود . اينك با توجه به آنچه گذشت ، سؤال اساسى اين است كه نظر نهايى اسلام در اين مسأله چيست ؟ آيا واقعاً اسلام مال را تحقير كرده و آن را پليد خوانده است ؟ و اگرچنين نيست پس اين روايات در مذمّت آن به چه معنى است ؟ برخى از دانشمندان بر اين باورند كه در ترجمهء علوم يونانى به زبان عربى ، تصوّفِ يونانى در افكار بعضى از مسلمانان رخنه كرده و در انديشهء گروهى ،

--> ( 1 ) . دكتر طه حسين ، الفتنة الكبرى ، ج 1 ، ص 17 ، با تلخيص .