الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

18

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

2 . اقتصاد كنونى بدون زير پا گذاردن تمام ارزش‌هاى اخلاقى به جايى نمىرسد و عامل شكست و - به اصطلاح - پاشنه آشيل آن نيز همين است . 3 . اصول حاكم بر اقتصاد جهان عامل اصلى غالب جنگ‌ها و خونريزىها و ناآرامىهاى عصر ماست و با ادامهء آن جهان هرگز روى آرامش نخواهد ديد و حديث معروف اسلامى « حب الدنيا رأس كل خطيئة » كاملًا در آن نمايان است . 4 . ما معتقديم اقتصاد اسلامى كه تار و پودش با مسائل اخلاقى همراه است و عدالت را پايهء اصلى خود قرار مىدهد مىتواند اين بن‌بست‌ها را بشكند و به ناآرامىها پايان دهد و صلح و امنيت را به جهان باز گرداند . متأسفانه بسيارى از كشورهاى اسلامى تعليمات اسلام را در مباحث اقتصادى رها كرده و چشم و گوش بسته راه مكتب‌هاى اقتصادى غرب را كه به تمام معنى مادى است پيش گرفته ، و ضربات سنگينى بر پايه‌هاى اقتصاد كشور خود وارد ساخته ، وابستگى شديدى به آنها پيدا كرده‌اند ، همان وابستگى اقتصادى كه سرچشمهء وابستگىهاى فرهنگى و سياسى و در واقع نوعى بردگى گرديده است و اين دردى جانكاه و مصيبتى بزرگ براى عالمان اسلام است . 5 . نظام اقتصادى اسلام مبارزه با فقر را يك اصل اساسى به حساب آورده ، راه وصول به آن را مبارزه با ثروت‌اندوزى از يك‌سو ، و زهد اسلامى به معنى ساده زيستن و پرهيز از زندگى تجملاتى از سوى ديگر و مبارزه با اسراف و تبذير از سوى سوم ، و حركت جدى و برنامه‌ريزى شده به سوى عدالت و كم كردن فاصلهء طبقاتى از سوى چهارم مىشمرد ، همان اصولى كه اقتصاد مادى غرب هيچ‌كدام از آنها را به رسميت نمىشناسد و در مسيرى بر ضد آن حركت مىكند بلكه بر خلافكارىهاى خود لباس قانون نيز پوشانده است . 6 . از ويژگىهاى اقتصاد اسلامى اين است كه نه چنان آزاد و رهاست كه هر فعاليت اقتصادى كه به « سود بيشتر » و « زحمت كمتر » بيانجامد را مجاز بشمرد و با گرفتن ماليات از مراكز رسمى قمار و فحشاء و مانند آن ، آنها را در حمايت خود قرار دهد و نه چنان بسته است كه همهء منابع توليد را در اختيار دولت قرار دهد و همه را برده و بندهء دولت كند .