الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
574
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
در واقع ، آن حضرت در خطابهء خود كه به « موعظهء روى كوه » معروف است و بابهاى 5 ، 6 و 7 انجيل متّى را فرا مىگيرد ، منحصراً بر « بعد عرفانى » احكام تورات تأكيد مىكند . پس مسيحيت در آغاز ، گونهاى از عرفان يهودى بوده و پيروانش آن را « طريقت » مىناميدهاند . « 1 » هر چند به تدريج به دينى مستقل تبديل شده است . البتّه همين مسيحيت كه ادعا كرديم عرفان يهوديت است ، خودش عرفان و عارفانى دارد . يهوديت نيز مانند مسيحيت و هر دين ديگر ، عرفان و عارفانى دارد . عرفان يهودى « قبالا » يعنى « مقبول » ناميده مىشود . تقابل شريعت و طريقت ! عرفان چيست ؟ توجّه از ظاهر به باطن ؛ از صورت به معنا ؛ از لفظ به محتوا ؛ از اسم به مسمّا ؛ از جسم به روح ؛ از مبادى به غايات ؛ از شريعت به طريقت ؛ از شهود به غيب ؛ از قرب به حضور ؛ از عقل به عشق و . . . . اصل اين توجّه را همهء دينداران قبول دارند و هيچ كس لزوم آن را انكار نمىكند . ولى در اينكه آيا در اين توجّه ، بايد بين ظاهر و باطن جمع كرد يا اينكه براى وصول به باطن ، بايد ظاهر را كنار گذاشت و حتّى به ضدّ آن روى آورد ، اختلاف است . همه مىدانيم كه سيّد عارفان حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و حضرت امير المؤمنين عليه السلام در عين توجّه كامل به باطن ، از ظاهر اعمال دينى چيزى را فروگذار نمىكردند . الفاظ و عبارات آنان نيز از خاكسارى در درگاه الهى حكايت داشت و از شطحيات و ادعاهاى عريض و طويل دور بود . عارفان فراوانى نيز در جهان اسلام آن عزيزان را سرمشق خود قرار دادند و سير و سلوك معنوى خالصى را برگزيدند و رستگار شدند . امّا پس از چندى ، كسانى در اين مسير پا نهادند كه به بهانهء توجّه به باطن ، به ظاهر دين بىاعتنايى مىكردند . شطحياتى مشتمل بر ادعاى الوهيت و توهين به مقدّسات اسلام نيز از آنان صادر شد ، تا آنجا كه برخى از ايشان براى تحريك باطن ، استفاده از موسيقى ، رقص ، شاهد ، شراب و مواد مخدر را توصيه كردند ! نسخ شريعت تورات در مسيحيّت : بىاعتنايى به شريعت به بهانهء توجّه به طريقت كه در بخش كوچكى از پيكر امّت اسلام رخ داد ، سراسر مسيحيّت را فرا گرفت و هنوز چند صباحى از صعود حضرت عيسى مسيح عليه السلام به آسمان نگذشته بود كه يكى از مخالفان آيين جديد به نام « پولُس » دست از مخالفت برداشت و پس از ورود به آن آيين ، شريعت تورات را نسخ كرد و عمل به آن را مانع كمال دانست . اين « رسول » مسيحيّت كه در برخى احاديث اسلامى « 2 » و تحقيقات غير كليسايى غرب ، بنيانگذار مسيحيّت موجود معرفى شده است ، رسالههاى متعدّدى براى افراد و جوامع مسيحى روزگار خود
--> ( 1 ) . كتاب اعمال رسولان ، 9 : 2 و 22 : 4 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 311 .