الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

555

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

سرتاسر جهان اجرا كنند . از آنجا كه اجراى آن برنامهء كامل زندگى ، جز با تشكيل حكومت دينى ميسر نيست ، از نخستين اقدامات آن تشكيل حكومت است ، چنان كه مسلمانان هم در صدر اسلام و هم بعدها به تأسيس امپراطورى پرداختند . امّا غرب شديداً مايل است تا همهء اديان ، نقشى مانند نقش مسيحيّت كنونى داشته باشند ، چنان كه بودائيان نيز همين نقش را دارند ( ولى اين امر ممكن نيست زيرا ) مسلمانان معتقدند كه خداوند « عادل » به چيزى كمتر از « اجراى عدالت در همهء كرهء زمين » راضى نمىشود . « 1 » سپس وى تصريح مىكند كه اين شناخت جديد از اسلام ، بر اثر دگرگونيهاى اخير و نهضت اسلامى به ويژه انقلاب اسلامى ايران براى ما غربيان حاصل شد و ديدگاه سابق غربيان را نسبت به اسلام تغيير داد . « 2 » ماكسيم رودنسون پس از ذكر اين دو ويژگى اسلام ، متوجّه مىشود كه عملًا اقدام به بيان دو برترى از برتريهاى دين اسلام بر ديگر اديان كرده و ناخواسته موجب تبليغ اسلام شده است ، لذا اين چنين به تخريب اسلام مىپردازد : « البتّه پيامبر اسلام ( محمّد ) نابغه بزرگى بود كه دريافت شرايط عمومى اجتماعى و سياسى جزيرة العرب كه فاقد حكومت و محكوم نظام قبيله‌اى بود ، نيازمند تشكيل حكومت است ، بر خلاف كشورهاى ايران و رم كه داراى حكومت بودند . بنابراين ، شرايط خاص آن زمان عربستان اقتضاى اين خصيصه را داشت ، افزون بر اينكه مسلمانان در طول لشكركشىها و فتوحات سرزمينهاى ديگر ، تمدّنهاى آن سرزمينها را اقتباس كرده و به فرهنگ اسلام افزودند ! » . « 3 » متأسّفانه خودبرتربينى و تعصبهايى كه غالباً دامنگير غربيها ، حتى دانشمندان آنهاست ، به آنها اجازه نداده است دربارهء آنچه به عنوان « اصل » در مورد اسلام پذيرفته شده ، پافشارى كنند كه طبيعت اعتقاد اسلامى بر تشكيل حكومت عادلانه براى همه مردم جهان است . بر همين اساس اين مستشرق - همان گونه كه ملاحظه شد - در پايان بحث با تحليل سستى از آن طفره رفته است . * * * منابع و مآخذ 1 . قرآن كريم . 2 . نهج البلاغه ، ( با تحقيق دكتر صبحى صالح ) . 3 . آشنايى با اديان بزرگ ، حسين توفيقى ، مؤسّسهء آموزشى امام خمينى ( ره ) ، قم . 4 . اسد الغابة ، ابن اثير ، دار احياء التراث العربى ، بيروت . 5 . الاحكام السلطانيّه ، ماوردى . 6 . الاسلام سياسة و عقيدة ، ماكسيم رودنسون ، دار المطبعه ، بيروت 1996 م .

--> ( 1 ) . الاسلام ، سياسة و عقيده ، ماكسيم رودنسون ، ص 35 - 31 . ( 2 ) . همان مدرك . ( 3 ) . همان مدرك .