الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

551

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

تلاش دارند تا آن را مربوط به اعصار گذشته و يا برخى از زواياى زندگى فردى قلمداد كنند . در اين راستا نظرات گوناگونى ارائه داده‌اند كه به برخى از آنها اشاره مىشود : 1 . بعضى مىگويند : فقه ذاتاً به عرصهء سياست و مديريت كلان جامعهء بشرى ، كارى ندارد و اگر پيش پيش‌قراولان فكرى - دينى چنين كارى را در بعضى ادوار انجام داده‌اند ، خواستگاه دينى نداشته بلكه به سلايق شخصى آنان مربوط مىشود . همچنين مىگويند : بر اساس اين ديدگاه جنگ و دفاع از خاك و خانواده « قتال فى سبيل اللَّه » محسوب مىشود و تأييدى بر فرمايش نبوى « حبّ الوطن من الإيمان » « 1 » است ، در حالى كه جزء برنامه و وظيفهء پيامبر و هدف بعثت نبوده است . نقد و بررسى : در مقابل شبهه فوق ، بايد پرسيد : آيا واقعاً آياتى نظير « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » دلالت بر لزوم حضور « كتاب » و همچنين ميزان ( قوانين آسمانى ) ، در عرصه سياست و اجتماع ندارد ؟ و آيا جداً مىتوان گفت حضور و دخالت پيامبران به ويژه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در مسائل مهم سياسى - اجتماعى ، بر اساس وحى الهى و دستور پروردگار متعال نبوده است ؟ امام خمينى قدس سرّه مىگويد : « اگر كسى دين را از سياست جدا بداند ، خدا ، رسول و ائمّهء معصومين عليهم السلام را تكذيب كرده است » « 2 » و « اسلام دينى است كه با سياست آميخته است » . « 3 » در يك كلمه بايد گفت : سكولارها ، اطلاع درستى دربارهء اسلام ندارند ؛ يا شايد اسلام را همچون مسيحيت كنونى پنداشته‌اند ، و گرنه ممكن نيست كسى از فقه اسلامى آگاه باشد و كمترين ترديدى دربارهء لزوم حكومت در اسلام به خود راه دهد . ( به بحث‌هاى مشروح گذشته درباره حضور فقه اسلامى در تمام صحنه‌هاى سياسى و اجتماعى رجوع شود ) * * * 2 . گاه مىگويند : فقه ، مشتمل بر اصول و گزاره‌هايى مقدّس است ، در حالى كه سياست با خدعه و نيرنگ همراه است و بديهى است كه حكومت و سياست با قداست اسلام و روحانيّت منافات دارد . در مقابل اين شبهه بايد گفت : از مجموعهء مباحث و فصول گذشته به روشنى اهتمام انبياى بزرگ و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت و فقهاى اسلام به تشكيل حكومت مبتنى بر وحى ، به دست مىآيد كه همان حكومت راستين ، و سياست اصيل

--> ( 1 ) . ر . ك : الصحيح من السيره ، ج 3 ، ص 333 . همچنين در بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 45 ؛ ميزان الحكمه ، ج 4 ، ص 356 به نقل از امير مؤمنان مىخوانيم كه فرمود : « عُمّرت البلدان بحبّ الاوطان ؛ شهرها به خاطر علاقهء مردم به وطن و زادگاه خويش آباد شده‌اند » . ( 2 ) . صحيفهء نور ، ج 20 ، ص 29 - 28 . ( 3 ) . همان مدرك ، ج 9 ، ص 136 .