الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
528
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
« إنّ ديني و سلطاني سيبلغ ما بلغ ملك كسرى و ينتهى الى منتهى الخفّ و الحافر ؛ دين و حكومت من به تمام قلمرو حكومت كسرى مىرسد و سرانجام به تمام جهان خواهد رسيد » . « 1 » ثانياً ، در اسلام رسماً از زير بار فرهنگهاى غير اسلامى رفتن نهى شده است . « لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا » . « 2 » بنابراين ، دينى كه پيروان خود را از روى آوردن به بيگانگان بازمىدارد و ادعاى جهانى بودن و خاتميت دارد نمىتواند جامع و كامل نباشد ؛ خصوصاً با توجّه به اينكه قرآن مجيد تبيان و مبيّن هر چيزى است كه در هدايت انسانها نقش دارد « وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » . « 3 » با توجّه به دو نكتهء فوق به اين نتيجه مىرسيم دينى چنين جامع و جهان شمول ، نمىتواند در زمينهء ادارهء جامعه و حكومت كه از مهمترين نيازمنديهاى بشرى در همهء اعصار است ، طرحى نداشته باشد . از اين گذشته پياده كردن تعاليم اسلام و قوانين آن بدون حكومت ممكن نيست . آنها امورى نيست كه فقط با پند و موعظه در مساجد تحقّق يابد . اين مسأله با اندكى دقّت بر هركس روشن مىشود . 3 . اهتمام پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به تشكيل حكومت اسلامى ترديدى نيست كه : اوّلًا : پيامبر اسلام به تشكيل حكومت اهتمام داشت و در نخستين سال ورودش به مدينه پس از هجرت ، به آن لباس عمل پوشانيد ، اين امر شواهد بسيارى دارد از جمله : الف ) تنظيم ديوانها و امور ادارى و تشكيل بيت المال از نخستين كارهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از ورود در مدينه انجام داد ، تشكيل بيت المال بود . زبير بن عوام و جمهمة بن صلت ، منشى درآمدهاى اقتصادى و درآمدهاى حكومتى پيامبر بودند و به امور خزانهدارى و ماليات مىپرداختند و گروههايى مأمور جمعآورى زكات ( ماليات اسلامى ) بودند . حذيفه ، مسئول ثبت امور نخيلات و باغها بود . مغيرة بن شعبه و حصين بن مغيره ، امور شهرى را سامان بخشيده و مسئول امور دادوستدها و معاملات بودند . « 4 » انديشمند معروف اهل سنّت وهبه زحيلى در كتاب الفقه الاسلامى و ادلّته « 5 » بدين نكته عطف توجّه مىكند كه : « حكومت جديد التأسيس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مدينه به اصلاحات سياسى و اجتماعى دست زد . در قدم اوّل ميان مهاجران و انصار عقد اخوت بست . همچنين با يهود مدينه پيماننامه همزيستى
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 297 . ( 2 ) . نساء ، آيهء 141 . ( 3 ) . نحل ، آيهء 89 . ( 4 ) . ر . ك : اضواء على السنة المحمديه ( ابو ريّه ) ، ص 256 . ( 5 ) . ر . ك : الفقه الاسلامى و ادلّته ، ج 8 ، ص 6312 .