الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
524
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » ؛ خدا به مؤمنان از شما و كسانى كه كارهاى شايسته انجام دادهاند وعده داده كه حكومت در زمين را در اختيار آنان قرار دهد . همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد » . « 1 » زمخشرى ، مفسّر معروف مىنويسد : « الخطاب برسول اللَّه ، وعد اللَّه ان ينصر الإسلام على الكفر و يورثهم الأرض و يجعلهم فيها خلفاء كما فعل ببني اسرائيل ؛ مخاطب اين آيه رسول خداست ؛ خداوند به آن حضرت وعده داد كه اسلام را بر كفر پيروز كند و او و امّتش را وارث زمين و حكمرانان و خلفاى آن قرار دهد ، چنان كه با بنى اسرائيل اين گونه عمل كرد » . « 2 » 3 . « « وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ » ؛ ارادهء ما بر اين قرار گرفته كه بر مستضعفان منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم » . « 3 » 4 . « « إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ » ؛ گروهى از بنى اسرائيل به پيامبرشان گفتند فرماندهى براى ما نصب كن تا با همراهى او در راه خدا ( با طالوت ستمگر ) بجنگيم » . « 4 » ارتباط اين آيه با محل بحث ، بدين جهت است كه نشان مىدهد نصب فرماندهى در جنگ به عهدهء پيامبر زمان قرار داشت و بر همين اساس ، مردم از او تقاضاى اين نصب را داشتند . 5 . « « وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً » ؛ به آل ابراهيم پادشاهى و حكومتى بزرگ بخشيديم » . « 5 » از امام باقر عليه السلام نقل شده كه منظور از مُلك در آيه ، حكومت و پيشوايى بر امّت است . « 6 » 6 . « « إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً » ؛ من تو را پيشواى مردم برگزيدم » . « 7 » روشن است كه منظور آيه ، امامت و سرپرستى و سياستگذارى كلان جامعه و مديريت بر آن است كه به حضرت ابراهيم عليه السلام اعطا شد . 7 . « « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ » ؛ اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند و شما را در زمين جانشين ( آنها ) سازد و بنگرد چگونه عمل مىكنيد » . « 8 » جمعبندى : از مجموع آيات پيش گفته و آياتى ديگر به دست مىآيد كه تشكيل حكومت دينى در متن شرايع و اديان آسمانى قرار داشته است . به علاوه ، فصول مختلفى از تورات نيز شاهد و گواه اين معناست ، و هيچ سندى تاريخى در دست نيست كه بر خلاف آن گواهى دهد ، بلكه تعبيرات فراوانى را - حتّى در آيين مسيح كه معروف به صلح طلبى و مخالفت با شدت و خشونت است -
--> ( 1 ) . نور ، آيهء 55 . ( 2 ) . كشاف ، ج 3 ، ص 353 . ( 3 ) . قصص ، آيهء 5 . ( 4 ) . بقره ، آيهء 246 . ( 5 ) . نساء ، آيهء 54 . ( 6 ) . كافى ، ج 1 ، ص 186 ، ح 4 ؛ ر . ك : تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 491 - 490 . ( 7 ) . بقره ، آيهء 124 . ( 8 ) . اعراف ، آيهء 129 .