الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

51

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

روشن است كه هوشيارى در برابر محرّمات و حدود الهى بدون آشنايى با خود محرّمات كه « فقه » بيانگر آن است حاصل نمىشود ، چنان كه « رضوان » الهى كه قلّهء آمال عارفان است « وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ » « 1 » بدون « خشيت » از پروردگار « رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ » « 2 » و خشيت از پروردگار بدون آگاهىهاى لازم از مبدأ و معاد و نيز بدون آشنايى با اوامر و نواهى صادره از جانب مبدأ ، تحقق نمىيابد « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ » . « 3 » * * * « فقه » روشنگر حدود و مرزهاى الهى : اگر حريم الهى چون ساير حريم‌ها براى خود ، حدّ و مرزى دارد حلال و حرام‌هايى كه « فقه » بيانگر آن است مرزهاى الهى به حساب مىآيند و اگر كسى بخواهد مرزها و حدود الهى را بشناسد و به اصطلاح با « خطّ قرمز » هاى خدا آشنا شود بايد « فقه » را بخواند . جالب توجّه است كه در آيات متعددى از قرآن پس از آنكه از احكام مربوط به ابوابى چون روزه « 4 » ، طلاق « 5 » ، ارث « 6 » ، جهاد « 7 » و ظهار « 8 » سخن به ميان مىآيد ، دو تعبير جلب نظر مىكند : نخست تعبير به « « تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ » * ؛ آنچه از احكامى كه بيان كرده‌ايم حدود و مرزهاى الهى است » « 9 » و ديگر تهديد به اينكه تعدّى به اين حدود و تجاوز از اين مرزها سر از ظلم و در نهايت خلود در آتش در مىآورد « وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ » « 10 » « وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها » « 11 » . تعبير به « حد » و مرز از احكام الهى در روايتى از امام صادق عليه السلام نيز وارد شده ، آنجا كه مىفرمايد : « إنّ اللَّه تبارك و تعالى لم يدع شيئاً يحتاج إليه الأمّة إلّا أنزله فى كتابه و بيّنه لرسوله و جعل لكلّ شىء حدّاً و جعل عليه دليلًا يدلّ عليه و جعل على من تعدّى ذلك الحدّ حدّاً ؛ خداوند تبارك و تعالى هيچ چيز از آنچه امّت پيامبر صلى الله عليه و آله به آن نياز دارند را فرو نگذاشت مگر اينكه در كتابش قرآن ، آن را نازل كرد و براى رسولش آن را بيان فرمود و براى هر چيزى حدّى قرار داد و براى آن حد دليلى نصب كرد كه بر آن دلالت كند و براى كسى كه از آن حد تجاوز نمود نيز حد ( و مجازاتى ) تعيين فرمود » . « 12 » * * * اهميّت « فقه » در عرصهء روايات : با توجّه به آنچه گذشت كه « فقه » آيين‌نامه و روش زندگى انسان‌ها را در ابعاد مختلف شخصى ،

--> ( 1 ) . توبه ، آيهء 72 . ( 2 ) . بينه ، آيهء 8 . ( 3 ) . فاطر ، آيهء 28 . ( 4 ) . بقره ، آيهء 187 . ( 5 ) . بقره ، آيهء 229 و 230 و طلاق ، آيهء 1 . ( 6 ) . نساء ، آيهء 13 و 14 . ( 7 ) . توبه ، آيهء 97 . ( 8 ) . مجادله ، آيهء 4 . ( 9 ) . طلاق ، آيهء 1 . ( 10 ) . طلاق ، آيهء 1 . ( 11 ) . نساء ، آيهء 14 . ( 12 ) . كافى ، ج 1 ، ص 59 ، ح 2 .