الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

479

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

كوچك و مثال‌هاى ديگرى كه در همهء آنها به خاطر انصراف اطلاقات به فرد غالب ، معيار را فرد غالب مىگيريم و گاه در مقابل ممكن است الغاى خصوصيّت كنيم و تفاوتى بين فرد غالب و متعارف و ساير افراد قائل نشويم و حكم را نسبت به تمام افراد و مصاديق به شكل يكسان جارى كنيم . البتّه اين در صورتى است كه يقين حاصل شود فرد غالب خصوصيّتى ندارد . توجّه و دقت در مطلب چهارم نيز پاسخ تعدادى از پرسش‌هاى ما را پيرامون مسائل مستحدثه كه در مباحث گذشته مطرح شد ، مىدهد . به بعضى از نمونه‌هاى آن توجّه كنيد : از جمله سؤالاتى كه قبلًا مطرح شد ، حكم سلاح‌هاى سنگين نظير هواپيما ، تانك‌ها ، توپ‌ها ، پدافندهاى هوايى و نظير آن است كه در جنگ با دشمنان اسلام به عنوان غنيمت جنگى گرفته مىشود . آيا آيهء شريفهء « « وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ » ؛ بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد ، خمس آن براى خدا و . . . است » . « 1 » كه دلالت دارد جنگجويان چهارپنجم غنائم جنگى را مالك مىشوند و فقط يك پنجم آن را بايد به عنوان خمس بپردازند ، شامل سلاح‌هاى سنگين - مانند مثال‌هايى كه ذكر شد - مىشود ؟ در پاسخ به اين سؤال مىگوييم : آيهء مذكور به دو دليل از سلاح‌هاى سنگين و مانند آن منصرف است : 1 . هزينهء رزمندگان اسلام در عصر و زمان ما ، بر خلاف صدر اسلام ، بر دوش حكومت است . حكومت اسلامى وسائل حمل و نقل ، اسلحه ، غذا ، دارو ، هزينهء مجروحين و معلولين ، حقوق رزمندگان ، بلكه بخشى از هزينهء خانواده‌هاى شهدا و ديگر هزينه‌هاى مربوطه را تأمين مىكند . در حالى كه تمام اين هزينه‌ها در زمان نزول آيهء شريفه و زمان‌هاى نزديك به آن بر عهدهء خود جنگجويان بود . بدين جهت ، سواره نظام دو سهم و پياده نظام يك سهم از غنائم جنگى داشتند ، چرا كه سواران هزينهء بيشترى را به خاطر مركب‌هاى خويش تحمّل مىكردند . البتّه گاه به برخى از رزمندگان ، مخصوصاً رزمندگانى كه تهيدست بودند ، ارفاق‌هايى مىشد . ولى تمام نيازهاى آنها را در بر نمىگرفت ؛ بدين جهت مىتوان ادعا كرد كه آيهء شريفه ، از غنايم جنگى عصر و زمان ما انصراف دارد . 2 . سلاح‌هاى جنگى عصر و زمان ما مورد نياز دولت‌هاست و مصرف شخصى ندارد . يعنى اشخاص از خود اين سلاح‌ها نمىتوانند در زندگى شخصى استفاده كنند ، هر چند ممكن است آنها را به فروش برسانند و پولش را صرف نيازهاى خود نمايند ولى دليلى بر مصرف اين گونه سلاح‌هاى جنگى نداريم . بدين جهت ادعاى انصراف آيهء غنيمت از مصاديق مورد بحث قوى به نظر مىرسد . مثال‌هاى ديگرى نيز در بين مسائل مستحدثه‌اى كه قبلًا ذكر شد وجود دارد كه مىتوان ادعا كرد عمومات از آنها انصراف دارد ؛ ولى در اينجا به همين يك مثال قناعت مىكنيم .

--> ( 1 ) . انفال ، آيهء 41 .