الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
443
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
معناى لغوى صحت و فساد است . « 1 » اين نكته نيز قابل توجّه است كه صحت و فساد امرى نسبى است و ممكن است يك عمل نسبت به كسى صحيح و نسبت به كسى ديگر فاسد به حساب آيد مثلًا نماز نشسته نسبت به كسى كه قادر بر ايستادن است باطل و نسبت به عاجز از آن ، صحيح مىباشد . حنفيه گفتهاند : معاملهء باطل و فاسد با يكديگر فرق دارد . باطل آن است كه اصل آن تشريع نشده است مثل بيع معدوم . فاسد آن است كه اصل آن تشريع شده ولى به خاطر وصفى ممنوع شده است ، مثل بيع ربوى . « 2 » د ) ادا ، قضا و اعاده در ارتباط با انجام تكليف سه اصطلاح ديگر نيز وجود دارد كه در اين قسمت به آنها پرداخته مىشود : واژهء « ادا » در لغت ، به معناى رساندن ، پيوند دادن ، بجا آوردن است . « 3 » اداى دين ، ايصال و رساندن دَيْن و بدهكارى به صاحب آن است « 4 » و در اصطلاح ، « ادا » به معناى بجا آوردن عمل در وقت است . در مقابل « قضا » كه اصطلاحاً عبارت است از انجام عمل در خارج وقت . البتّه قابل ذكر است كه دو اصطلاح ادا و قضا در واجبات موقّت جريان دارد يعنى اگر واجب موقّت در وقت مقرّرش انجام گردد ، « ادا » بر آن اطلاق خواهد شد ولى اگر در وقت خود انجام نشود چه عمداً ترك شده باشد و چه سهواً و در خارج وقت انجام شود ، به آن « قضا » مىگويند . اين نكته نيز قابل توجّه است كه « ادا » در استعمالات فقها گاهى به همان معناى لغوى مىآيد و در مطلق انجام وظيفه خواه در وقت يا خارج وقت استعمال مىشود . « اعاده » عبارت است از تكرار كردن عمل براى بار دوم يا بيشتر ، اعم از اين كه در وقت مقرّر انجام پذيرد ( اعاده به صورت ادا ) يا در خارج وقت ( اعاده به صورت قضا ) . براى اعاده سه مورد مىتوان بيان كرد كه در برخى از اين موارد اعادهء عمل ، واجب و در برخى مستحب است : 1 . اعاده به جهت يقين به بطلان عمل سابق . مانند اين كه نمازگزار متوجّه شود كه نمازش را بدون وضو خوانده است و آن را براى بار دوم اعاده نمايد ، در اين صورت اعادهء نماز ( چه در وقت و چه در خارج وقت ) واجب است . 2 . اعاده به جهت احتمال بطلان عمل سابق . مانند اين كه احتمال بدهد عمل سابق او خللى داشته در اين صورت گاه اعاده واجب است مانند موارد « شبههء محصوره » مثل اين كه نمازگزار يقين دارد يكى از دو لباس او نجس است در اين صورت وقتى نماز را در يكى از دو لباس بخواند ، در ديگرى نيز بايد نماز را تكرار كند . و گاه اعاده مستحب است
--> ( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 182 . ( 2 ) . القواعد ابن لحّام ، ص 153 ؛ روضة الناظر ، ج 1 ، ص 183 . ( 3 ) . فرهنگ لاروس ، مادّهء « اداء » . ( 4 ) . مجمع البحرين ، مادّهء « أدى » .