الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

431

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

4 . حرمت مؤبّد و غير مؤبّد « 1 » : اوّلى مانند حرمت ازدواج با مادر زن است و دومى مانند حرمت ازدواج با خواهر زن مادامىكه زن اوّل در حبالهء نكاح او است . اصطلاحات و اقسام استحباب : مستحب ، مندوب ، تطوّع ، نفل و سنّت همهء اصطلاحات فوق در عملى به كار مىرود كه رجحان دارد و شارع مقدّس بر انجام آن تشويق و آن را طلب كرده است ، ولى مطلوبيّت آن در حدّ الزام نيست يعنى در حدّى نيست كه ترك عمل ، گناه محسوب شود ، ولى انجام آن ستودنى و در خور پاداش است . « 2 » هر كدام از اين اصطلاحات به مناسبتى اطلاق مىگردد . از آن جهت كه خداوند عمل مستحب را دوست دارد و انجام آن فضيلت دارد به آن « مستحب » مىگويند زيرا استحباب از مادّهء حبّ ( دوست داشتن ) مشتق شده است . « 3 » و از آن جهت كه انجام آنها از مردم طلب شده و به لحاظ اهميّتى كه دارد مردم به آنها فراخوانده شده‌اند ، « مندوب » گويند زيرا « ندب » به معناى فراخواندن به امرى مهم است . « 4 » و از آن جهت كه اين گونه افعال به صورت داوطلبانه انجام مىشود و مكلّف در آنها مراتب بندگى و اطاعت‌پذيرى خويش را بهتر نشان مىدهد ، به آن « تطوّع » گويند زيرا تطوّع در لغت كارى است كه در عين واجب نبودن ، انسان آن را داوطلبانه و با ميل و رغبت انجام مىدهد . « 5 » لذا تطوّع اخصّ از اطاعت است زيرا اطاعت افزون بر مستحب ، واجب را نيز در بر مىگيرد . « 6 » و از آن جهت كه مستحبات زياده بر واجبات هستند به آن « نافله » و « نفل » گويند زيرا نفل در لغت به معناى زياده است . « 7 » و از آن جهت كه انجام مستحبّات ، روشى پسنديده و طريقى مطلوب و معقول است ، به آن « سنّت » ( به معناى روش ) مىگويند . « 8 » اين نكته نيز لازم به ذكر است كه هر چند ترك مستحبّات مذمّت و گناهى ندارد ولى اگر مستحبّات

--> ( 1 ) . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 401 . ( 2 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 63 ؛ الفقه الاسلامى و ادلّته ، ج 1 ، ص 68 ؛ الحلقة الثانية ، ص 16 - 15 ؛ الحلقة الاولى ، ص 69 - 68 . ( 3 ) . نهاية الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 96 . ( 4 ) . موسوعة مصطلحات اصول الفقه ، ج 2 ، ص 1574 و ج 1 ، ص 778 ؛ نهاية الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 96 . ( 5 ) . الميزان ، ج 9 ، ص 351 ؛ كتاب الصلاة ( آية اللَّه خويى ) ، ص 513 . ( 6 ) . تبيان ، ج 2 ، ص 44 . ( 7 ) . مفردات راغب ، مادّهء « نفل » ؛ حاشيهء ردّ المختار على الدرّ المختار ، ج 1 ، ص 111 . ( 8 ) . معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهيّه ، ج 2 ، ص 297 . ( توجّه به اين نكتهء ضرورى است كه سنّت معانى گوناگونى دارد اين واژه در لغت به هر روش و طريقى گفته مىشود هر چند استعمال آن در روش نيكو و پسنديده غالب است ولى در اصطلاح معانى زيادى براى آن ذكر شده است : 1 . كارهايى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به آنها مواظبت مىنموده است ( سنن النّبى صلى الله عليه و آله ) . 2 . آن چه طلب غير الزامى و لكن مؤكّد داشته باشد كه در اين صورت مرادف با مستحب مؤكّد است . 3 . آنچه انجامش ثواب دارد و ترك آن ملامت و عتاب دارد ، ولى عقاب ندارد . 4 . فعل و قول و تقرير پيامبر صلى الله عليه و آله ( يا معصوم عليه السلام ) . ابن حاجب مىگويد : سنّت در عبادات همان نافله است و سنّت در ادلّه ، قول و فعل و تقرير پيامبر صلى الله عليه و آله است . ( معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهيّه ، ج 2 ، ص 297 ) .