الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

43

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

معناى آشكار است كه در آيهء « إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً » « 1 » به صيغهء جمع ( شرّع جمع شارع ) آمده است و اگر به خيابان « شارع » مىگويند به سبب آشكار بودن آن است . در استعمالات عرفى ( و تعبيراتى نظير « شرع مقدّس » ) معناى « ما شرعه اللَّه » « 2 » يعنى آنچه خدا آن را وضع يا آشكار كرده ، اعمّ از عقايد و اخلاق و احكام ، از آن اراده مىشود . « شريعت » در لغت به معناى درگاه و سردر ورودى ( عتبه ) و نيز به معناى آبشخور و جايگاهى كه بدون طناب از آن آب نوشيده مىشود « مورد الماء الّذى يستقى منه بلا رِشاء » « 3 » آمده است و به مجموعهء مسائل دينى اعمّ از عقايد و اخلاق و احكام نيز « شريعت » گفته مىشود از اين جهت كه مايهء حيات و طهارت كسانى است كه آن را بپيمايند و سلوكى هماهنگ با آن داشته باشند . « 4 » و مراد از « شريعت » در آيهء 18 سورهء جاثيه نيز همين معنا مىباشد : « ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ » . « 5 » البتّه در اصطلاح فقها و كتب فقهى و تعبيراتى نظير « شرايع الاحكام » خصوص احكام فرعى عملى از آن اراده مىشود كه در اين صورت كاملًا مرادف با معناى اصطلاحى « فقه » است . « شِرْعه » نيز در لغت به معناى راه مستقيم است « 6 » و چون بر وزن « فِعْله » است از آن نوع خاصّى از راه مستقيم اراده مىشود « 7 » و بر همين اساس است كه در قرآن كريم از راه‌ها و مذاهب مختلفى كه به يك سرى عقايد و اصول و قوانين مشترك منتهى مىشود به « شِرعه » تعبير شده است : « لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً » « 8 » و روشن است كه « ما به الامتياز » شرايع آسمانى ، امورى فرعى و عملى است و دقيقاً از همين نكته مىتوان نتيجه گرفت كه مراد از « شِرعه » خصوص احكام و فروعات عملى است و در نتيجه اخصّ و محدودتر از دو واژهء « شريعت » و « دين » مىباشد . آيا تشخيص موضوعات بر عهدهء فقيه است ؟ معروف اين است كه تشخيص موضوعات فقهيّه بر عهدهء فقيه نيست و طبعاً به آن « فقه » گفته نمىشود در حالى كه اين سخن تنها نسبت به بخشى از موضوعات احكام ، صحيح است و بخش مهمّى از موضوعات است كه تشخيص جزئيات آن بر عهدهء فقيه مىباشد و به همين دليل در بسيارى از كتب فقهى به عنوان مسألهء فقهى مطرح شده است . توضيح اينكه : شكّى نيست تعيين و تشخيص موضوعات به طور كلى و بيان خصوصيات ، اجزا ، شرايط و موانع آن به عهدهء فقيه است . يعنى فقيه بايد معلوم كند كه در لسان ادلّه ، حكم بر چه موضوعى

--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 163 . ( 2 ) . المعجم الوسيط ، مادّهء « شرع » . ( 3 ) . همان مدرك . ( 4 ) . مفردات راغب ، مادّهء « شرع » . ( 5 ) . ر . ك : الميزان ؛ تفسير ابن عاشور ؛ التفسير المنير ، ذيل آيهء 18 سورهء جاثيه . ( 6 ) . المعجم الوسيط ، مادّهء « شرع » . ( 7 ) . التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، مادّهء « شرع » . ( 8 ) . مائده ، آيهء 48 .