الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

413

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

فصل سوم : اقسام فلسفه‌هاى احكام فلسفه‌ها و حكمت‌هاى احكام به چهار قسم تقسيم مىشود . قسم اوّل : حكمتها و فلسفه‌هاى احكامى كه از همان آغاز بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر همگان آشكار بوده و به اصطلاح جزء ضروريات و بديهيّات بوده است و هركس به اندازهء فكر و انديشه و معلومات خود چيزى از آن را درك مىنمود . مانند : فلسفهء تحريم دروغ ، خيانت ، تهمت ، قتل نفس ، سرقت ، ظلم و ستم ، كم‌فروشى و تقلّب در معاملات و همچنين فلسفهء امر به عدالت ، پاكى ، درستى ، كمك به مستمندان ، دفاع از ستمديدگان ، نيكى به والدين ، بستگان و همسايگان و امثال اينها كه هر كسى در هر پايه‌اى از معلومات ، در هر عصر و زمان باشد ، فلسفه و سرّ اين احكام را درمىيابد . بر همين اساس و به جهت ادراك عقل نسبت به فلسفهء بسيارى از احكام است كه در آن روايت معروف از عقل به « حجّت باطنه » تعبير شده است : « إنّ للَّهِ على النّاس حجّتين حجّة ظاهرة و حجّة باطنة . . . » . « 1 » * * * قسم دوم : فلسفه‌هايى كه بر تودهء مردم روشن نبوده ، ولى در آيات قرآن يا احاديث پيشوايان دين اشاراتى به آنها شده است ، از قبيل فلسفهء روزهء ماه مبارك رمضان كه تودهء مردم حتّى گاهى برخى دانشمندان از فلسفهء سه‌گانهء : اخلاقى ، اجتماعى و بهداشتى آن بىخبر بودند ؛ ولى توسّط شارع مقدّس پرده از روى آن برداشته شده است . قرآن كريم در مورد تأثير تربيتى و اخلاقى روزه مىفرمايد : « . . . لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » . « 2 » دربارهء تأثير اجتماعى روزه در حديث پرمحتوايى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه در پاسخ سؤال هشام بن حكم از فلسفهء روزه فرمود : « انّما فرض اللَّه الصيام ليستوى به الغنيّ و الفقير و ذلك انّ الغنيّ لم يكن ليجد مسّ الجوع فيرحم الفقير . . . ؛ خداوند روزه را براى اين واجب كرد كه ميان ثروتمند و فقير مساوات برقرار گردد ، چرا كه شخص ثروتمند هرگز ناراحتى گرسنگى را درك نمىكند تا به فكر مستمندان باشد و به آنها ترحم نمايد » . « 3 » و دربارهء اثر بهداشتى روزه و تأمين سلامت جسم انسان‌ها و مصون و محفوظ ماندن از بيمارىهاى گوناگون در حديثى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « صوموا تصحّوا ؛ روزه بگيريد تا سالم باشيد » . « 4 » نظير اين احكام ، فراوان است به گونه‌اى كه كتابى نيز بر اين اساس به وسيلهء يكى از بزرگترين محدّثان شيعى يعنى « شيخ صدوق » ( م 381 ) به نام « علل الشرايع » نوشته شده است .

--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 16 . ( 2 ) . بقره ، آيهء 183 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 3 ، ح 1 . ( 4 ) . سيرى در فلسفه احكام ، ص 122 .