الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

308

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

يعنى ، اثبات حدوث عالم و نياز حادث به محدث و صانع ، سپس اثبات اينكه صانع عالَم منزّه از اوصاف سلبيّه و متّصف به اوصاف كماليّه و جماليّه است و اثبات اينكه خداوند متعال مبعوث كنندهء انبياست و به واسطهء معجزات بر صدق و راستگويى آنها صحه نهاده است . همهء اين مطالب - هر چند به طور اجمال - با دليل بايد ثابت شود و جايگاه اين مباحث در علم كلام است . « 1 » اين دليل نيز در واقع به استدلال سابق برمىگردد . اضافه بر اين ، جمعى ديگر از علماى اسلام نيز فراگيرى علم كلام را براى تحصيل اجتهاد معتبر و لازم دانسته‌اند . « 2 » ديدگاه دوم . طبق اين بينش ، علم كلام يكى از مقدّمات و پيش نيازهاى اجتهاد به شمار نمىآيد . همان گونه كه عده‌اى از علماى مذاهب اسلامى به اين نكته اشاره كرده‌اند ؛ مثلًا : غزالى در المستصفى گفته است : « فأمّا الكلام و تفاريع الفقه فلا حاجة إليهما ؛ امّا علم كلام و فروع فقهيه نيازى به آنها ( در اجتهاد ) نيست » . « 3 » فخر رازى مىگويد : « امّا الكلام فغير معتبرٍ لأنّا لو فرضنا إنساناً جازماً بالاسلام تقليداً لأمكنه الاستدلال بالدلائل الشرعية على الأحكام ؛ امّا علم كلام در استنباط معتبر نيست ، زيرا اگر فرض كنيم كسى از روى تقليد به اسلام يقين پيدا كند ، مىتواند بر احكام به دلايل شرعى استدلال كند » . « 4 » شيخ زين الدّين بن على ، معروف به شهيد ثانى در كتاب الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقيّه مىنويسد : « صرّح جماعة من المحققين بأنّ الكلام ليس شرطاً فى التفقّه فانّ ما يتوقّف عليه منه مشترك بين سائر المكلّفين ؛ گروهى از محقّقان تصريح كرده‌اند كه فراگيرى علم كلام شرط در اجتهاد نيست ، زيرا فراگيرى علم كلام براى همهء مكلّفان لازم است » . « 5 » مرحوم آقا ضياى عراقى و آية اللَّه خويى در نهاية الأفكار و مصباح الاصول در حالى كه مقدّمات اجتهاد را بر مىشمرند ، اشاره‌اى به مقدّمه بودن علم كلام براى اجتهاد نكرده‌اند . « 6 » ولى حق مطلب اين است كه فراگيرى علم كلام براى تحصيل اجتهاد امرى لازم و ضرورى است ، چون كه زيربناى بعضى از مسائل اصولى ، مسائل اعتقادى و كلامى است ؛ مثلًا اين مسأله كه : خداوند متعال حكيم است ، و حكيم فعل قبيح را انجام نمىدهد ، پس به چيزى كه از قدرت و طاقت بشر خارج است تكليف نمىكند ، مسأله‌اى كلامى است كه اساس و زيربناى بعضى از مسائل علم اصول مثل حجيّت ظواهر و عدم جواز تأخير بيان از وقت حاجت قرار گرفته است . توضيح اينكه : اگر از متكلّمى حكيم ، مانند

--> ( 1 ) . قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 392 . ( 2 ) . براى نمونه مىتوان به اين منابع مراجعه كرد : الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 2 ، ص 397 ؛ الفوائد الحائرية ، ص 336 ؛ مبادئ الوصول إلى علم الاصول ، ص 241 . ( 3 ) . المستصفى ، ج 2 ، ص 202 . ( 4 ) . المحصول ( فخر رازى ) ، ج 2 ، ص 435 . ( 5 ) . الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقيه ، ج 1 ، ص 277 . ( 6 ) . نهاية الافكار ، ج 4 ، ص 227 ؛ مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 443 .