الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

20

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

نخستين اثر اين گستردگى جداسازى تخصص ها وتقسيم علوم به شاخه هاى بسيار و هر شاخه به شاخه هاى فراوان ديگر بود . بديهى است در چنين شرايطى هيچ كس نمى توانست جز در رشته هاى خاص ومحدودى صاحب نظر ومتخصص شود ، ونتيجهء طبيعى آن نياز متقابل دانشمندان وعالمان به يكديگر بود . علوم دينى وانسانى : ممكن است چنين تصور شود كه آنچه گفته شد تنها در مورد " علوم تجربى " صادق است اما در مورد علوم انسانى و به ويژه علوم دينى والهى چنين تحولى رخ نداده است . ولى اين اشتباه بزرگى است چرا كه مركب شتابان علم ودانش در هيچ رشته ، و در هيچ جا متوقف نشده و نمى شود ؛ علوم انسانى به ويژه علوم الهى ، مخصوصا علوم اسلامى ، به موازات علوم ديگر به پيشروى سريع خود ادامه داده است ، زيرا منابع اين علوم ( كتاب وسنت ودليل عقل ) آن چنان است كه هر قدر بيشتر روى آن كار شود به حقايق جديدى مى توان دست يافت . مگر پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله در حديث معروف خود دربارهء قرآن نفرمود : " ( القرآن ) بحر لا تحصى عجائبه ولا يشبع منه علمائه وهو حبل الله المتين وهو الصراط المستقيم فيه مصابيح الهدى ومنار الحكمة " 1 . مگر على بن ابى طالب عليه السلام نفرمود : " فيه ربيع القلب وينابيع العلم و ما للقلب جلاء غيره " . 2 مفهوم " لا تحصى عجائبه " اين است كه هر قدر بيشتر در اين درياى بى كرانه قرآن انديشه كنيم به حقايق تازه اى دست مى يابيم ومفهوم " فيه ينابيع العلم " اين است كه هر قدر از اين چشمهء جوشان بنوشيم سيراب نخوهيم شد ؛ در واقع كتاب الله مصداق روشن شجرهء مباركه اى است كه * ( أصلها ثابت وفرعها في السماء * توتي أكلها كل حين بإذن ربها ) * . 3 آرى هر زمان دست به سوى شاخه هايش گشوده شود ميوهء تازه اى در اختيار جستجوگران مى گذارد . به علاوه خطابات قرآنى عام است وهمهء انسانها را در پهنهء زمان ومكان شامل مىشود و بايد

--> 1 . كنز العمال ، ح 4027 . 2 . نهج البلاغه ، خطبهء 176 . 3 . ابراهيم ، آيهء 24 و 25 .