الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

176

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

البتّه اخبارىها همه روايات را در كتب اربعه و مانند آن حجّت مىدانند و تقسيم‌بندى فوق را بىاثر مىدانند ، ولى دليل قابل قبولى بر اثبات نظريهء خود ندارند . « روايت صحيح » در نظر اهل سنّت خبر واحدى است كه سند آن متّصل است ( افتادگى در سلسلهء سند آن وجود ندارد ) و راويان آن عدل و منضبط هستند و هيچ گونه شذوذ و عيب مخفى در آن نيست . ( ما اتّصل سنده بعدولٍ ضابطين بلا شذوذٍ و لا علّةٍ خفيّة ) . « روايت حسن » آن است كه جايگاه صدور و رجال آن شناخته شده باشند نه در حدّ صحيح ( ما عرف مخرجه و رجاله لا كرجال الصحيح ) . « روايت ضعيف » آن است كه هيچ درجه‌اى از حسن در آن نباشد كه خود مراتبى دارد . ( ما قُصر عن درجة الحسن و تتفاوت درجاته فى الضعف بحسب بُعده من شروط الصحة ) . « 1 » 2 . شهرت : جمعى از فقها و اصوليون شهرت را به عنوان يكى از منابع استنباط شمرده‌اند . بايد دانست كه شهرت بر سه گونه است : الف ) شهرت روايى : اين شهرت ، اصطلاحى در نزد اهل حديث است . « 2 » به خبرى كه راويان زيادى داشته باشد و به حدّ تواتر نرسد ، خبر مشهور ( مستفيض ) مىگويند و اين شهرت روايى از مرجّحات ، در هنگام تعارض دو خبر قرار داده شده است . « 3 » يعنى اگر دو روايت از نظر مدلول با يكديگر معارض باشند و يكى از آن دو داراى شهرت روايى باشد و راويان بيشترى آن را نقل كرده باشند بر روايت ديگر ترجيح مىيابد . دليل ترجيح آن است كه نفس شهرت باعث وثوق و اطمينان مىشود . علاوه بر اين در رواياتى ، از جمله مقبولهء عمر بن حنظله به آن تصريح شده است در اين حديث وى از امام صادق عليه السلام سؤال مىكند كه اگر دو نفر از راويان كه هر دو مورد وثوق و اطمينانند در حديث شما اختلاف كردند ، چه بايد كرد ؟ امام عليه السلام پس از آن كه برخى از مرجّحات تقديم يك حديث بر ديگرى را بر مىشمرد ، مىفرمايد : « ينظر الى ما كان من روايتهم عنّا فى ذلك الّذى حكما به المجمع عليه من اصحابك فيؤخذ به من حكمنا و يترك الشاذّ الّذى ليس بمشهور عند أصحابك ؛ از آن دو روايت هر كدام كه مشهورتر بين اصحاب است مقدّم داشته و ديگرى رها مىشود » . « 4 » شهرت روايى را برخى از كتب اهل سنّت نيز مطرح كرده‌اند . آنان خبر را به سه قسم ( متواتر ، مشهور ، واحد ) تقسيم نموده و حديث مشهور يعنى حديثى كه متداول در السنهء راويان و محدّثان است بر خبر غير مشهور ( واحد ) مقدّم داشته‌اند ، زيرا اين خبر اطمينان‌آور است . « 5 » ولى نوعى ديگر از شهرت را آنان از مرجّحات قرار داده‌اند كه از قبيل شهرت راوى است نه شهرت روايى . آنان گفته‌اند اگر راوى يك حديث نسبت به

--> ( 1 ) . اسنى المطالب ، ص 17 . ( 2 ) . اصول الفقه ، ج 2 ، ص 163 . ( 3 ) . أنوار الأصول ، ج 2 ، ص 417 . ( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 67 . ( 5 ) . التعارض و الترجيح ( عبد اللطيف عبد اللَّه ) ، ج 2 ، ص 169 .