الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

168

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

پس احاديث آنان از نظر سند ، « ارسال » دارد ؛ يعنى واسطه‌ها در نقل ميان پيغمبر و امامانى كه رسول اللَّه را درك نكرده‌اند ساقط شده و مشخص نيست چه كسانى اين احاديث را از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله براى ائمّهء اهل بيت عليهم السلام نقل كرده‌اند و خبر مرسل حجيّت ندارد . پاسخ اينكه : در رواياتى ، سلسلهء سند توسّط ائمّه عليهم السلام مشخص گرديده ، از جمله : امام صادق عليه السلام به هشام بن سالم و حماد بن عثمان و ديگران مىفرمود : « حديثي حديثُ أبي و حديثُ أبي حديثُ جدّي و حديثُ جدّي حديثُ الحسين عليه السلام و حديثُ الحسين حديثُ الحسن عليه السلام و حديثُ الحسن حديثُ امير المؤمنين عليه السلام و حديثُ امير المؤمنين حديثُ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و حديثُ رسول اللَّه قولُ اللَّه عزّ و جلّ » . « 1 » در روايتى ديگر وقتى جابر از حضرت باقر عليه السلام خواست كه احاديث خود را مستند كند ، فرمود : حديث من از پدرم از رسول اللَّه است ، سپس فرمود : « و كلّما احدِّثك بهذا الاسناد ؛ يعنى هر حديثى از من با همين سند است » . « 2 » البتّه ائمّهء اطهار عليهم السلام غالباً هنگام بيان احاديث ، سند را تا رسول اللَّه به جهت وضوح آن ، نقل نمىكردند فقط هنگامى كه برخى از اهل سنّت در مجلس بودند سند را به پيامبر صلى الله عليه و آله مىرساندند ، بر همين اساس روايات جمعى از اهل سنّت كه راويان از اهل بيت عليهم السلام محسوب مىشود غالباً با اتصال سند به رسول اللَّه همراه است . ايراد دوم : اگر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اين احكامى را كه ائمه عليهم السلام به مردم ابلاغ خواهند نمود ، مىدانسته و ابلاغ نكرده است ، پس حق را كتمان كرده و كتمان حق حرام است . چنان كه قرآن مىفرمايد : « لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ » . « 3 » و جاى ديگر مىفرمايد : « « إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » ؛ كسانى كه دلايل روشن و وسيلهء هدايتى را كه نازل كرديم - بعد از آن كه در كتاب براى مردم بيان نموديم - كتمان كنند ، خدا آنان را لعنت مىكند و همه لعن كنندگان نيز آنها را لعن مىكنند » . « 4 » بنابراين چون پيامبر علم به احكام خداوند دارد و وظيفهء ايشان ابلاغ است ، پس بايد احكام را به مردم برساند ، نه آن كه به ديگران بسپارد تا آنان ابلاغ كنند . پاسخ : « كتمان ما انزل اللَّه » عبارت است از مخفى كردن آنچه بيان و اعلام آن واجب است . ابلاغ و رساندن احكام از نظر زمان و مكان و نحوه بيان و اين كه به چه كسانى و در چه شرايطى بايد ابلاغ شود ، مقرّراتى دارد . توضيح اينكه : برخى از احكام موضوع آن تحقّق پيدا نكرده يا مصلحت بيان آن فراهم نشده و لذا حتّى در زمان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله احكام تدريجاً بر مردم ابلاغ مىشد ، با اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن آگاه بود ، ولى كسى بر پيامبر اشكال نكرده كه چرا آن حضرت با اينكه از

--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 53 . ( 2 ) . امالى مفيد ، ص 42 . ( 3 ) . آل عمران ، آيهء 187 . ( 4 ) . بقره ، آيهء 159 .