الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

161

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

حقّانيت به اين معنا كه قرآن موجود در ميان ما همان قرآنى است كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده است . اين مطلب را از راه وجوه مختلف اعجاز و از راه تواتر قرآن در ميان تمامى عصرها و نسل‌ها از صدر اسلام تا كنون مىتوان اثبات كرد . مرحوم بلاغى تعداد وجوه اعجاز در قرآن را در حدود 12 مورد مىشمارد . « 1 » مناهل العرفان آن را چهارده مورد ، « 2 » و بالاخره كسانى همچون سيوطى در كتاب معترك الاقران تا سى و پنج وجه در اعجاز قرآن بيان نموده‌اند . « 3 » تحريف‌ناپذيرى قرآن : به اعتقاد محقّقان اسلامى اعمّ از شيعه و اهل سنّت قرآن نه تنها در زمان نزول ، دست خوش تغيير نشده ، بلكه پس از آن تا به امروز نيز تغييرى نكرده و آنچه هم اكنون در دست ماست همان قرآن نازل‌شدهء بر پيامبر است . احتمال تحريف در قرآن از شبهات بىاساسى است كه مطرح شده است . ( مراد از تحريفى كه مورد بحث ماست ، كم يا زياد يا تبديل شدن قرآن موجود نسبت به قرآن واقعى است ) . دربارهء تحريف ، رواياتى نقل شده ، كه بعضى ضعيف و بعضى به معناى تحريف معنوى و بعضى به معناى تفسير كلمات و جمله‌هاى قرآن است . « 4 » بعضى چنين مىپندارند كه اين گونه روايات تنها در بعضى از كتب شيعه آمده است ، در حالى كه چنين رواياتى در كتب برادران اهل سنّت نيز ديده مىشود ، به عنوان نمونه به كتاب‌هاى ذيل مراجعه فرماييد . « 5 » ولى اين روايات علاوه بر آنچه گفته شد ، مخالف با كتاب و سنّت معتبر است ، زيرا قرآن كتابى است كه هيچ گونه باطلى ، از پيش رو و از پشت سر به سراغش نمىآيد : « لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ » . « 6 » اين آيه نفوذ هر گونه باطلى را در قرآن ( از جمله تحريف ) در زمان نزول و در زمان‌هاى بعد ، از سوى هر شخص يا گروهى نفى مىكند . در جاى ديگر مىفرمايد : « ما قرآن را نازل كرديم و به طور قطع ما حافظ و نگهبان آن هستيم ؛ « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » » . « 7 » و همچنين حديث ثقلين كه تمسّك به كتاب را تا دامنهء قيامت واجب و عدم جدايى آن از عترت را تا هنگام ورود بر حوض و در محضر پيامبر ، فرض نموده ، دليل بر عدم تحريف قرآن تا پايان دنياست ، زيرا دستور تبعيت از كتاب تحريف يافته به كسى داده نمىشود . حقيقت آن است كه ادعاى تحريف ، محاربهء با اساسىترين ركن اسلام است و متأسّفانه برخى از نابخردان براى اختلاف‌افكنى ميان مسلمانان و از كار انداختن صداى دلسوزانهء مناديان وحدت اسلامى ، همواره دنبال فتنه‌انگيزى بوده و يكى از

--> ( 1 ) . آلاء الرحمن ، ج 1 ، ص 48 - 33 . ( 2 ) . مناهل العرفان ، ج 2 ، ص 574 به بعد . ( 3 ) . معترك الاقران ، ج 1 ، از اوّل تا آخر . ( 4 ) . توضيح كامل را در اين زمينه در كتاب أنوار الأصول ، ج 2 ، ص 340 مطالعه فرماييد . ( 5 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 394 ؛ صحيح ترمذى ، ج 5 ، ص 191 . ( 6 ) . فصلت ، آيهء 42 . ( 7 ) . حجر ، آيهء 9 .