الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
112
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
است ؛ زيرا پيش از شيخ طوسى ، ادعاى اتّفاق مىشد كه جز به خبر قطعى نمىشود عمل كرد ؛ ولى شيخ طوسى نخستين كسى است كه اثبات كرد ، اخبار آحاد - اگر راويانش افراد موثّقى باشند - حجيّت دارد و ادعا كرد كه عمل اصحاب به روايات همين گونه بوده است . 5 . فراهم شدن ديگر عناصر لازم براى استنباط احكام . شيخ طوسى افزون بر تدوين كتابى در علم اصول ، با تدوين كتابهاى رجالى و موسوعات حديثى ، خدمت بزرگى به فقها در مسير استنباط احكام كرد . « 1 » دورهء چهارم : عصر ركود و تقليد اين دوره از نيمهء قرن پنجم آغاز و تا پايان قرن ششم ادامه مىيابد . به سبب عظمت علمى شيخ طوسى ، ابّهتى از وى در ميان فقهاى اماميّه به وجود آمد ؛ به گونهاى كه تا سالها فقيه مستقلى كه بتواند بر خلاف نظرات شيخ فتوا دهد ، يافت نشد . قداست علمى او سبب شد تا بيش از صد سال كمتر كسى جرأت مخالفت با نظراتش را داشته باشد . فقهايى كه پس از وى كتابى مىنوشتند ، مرجع علمى آنها كتابهاى شيخ بود و همان را به بيانى ديگر نقل مىكردند ؛ به اين سبب اين عصر ، دورهء تقليد از افكار شيخ و ركود در فقاهت و اجتهاد نام گرفت . برخى از نويسندگان معتقدند ، سبب ديگر ركود در اين دوره ، وجود جوّ عظيم تبليغاتى عليه شيعيان و قتل و غارت آنان بود ؛ اين يورشها از زمان شيخ طوسى شروع شد و بغداد از سلطه آل بويه خارج گرديد و « طغرل بك » كه حاكمى سنّى مذهب و متعصّب بود ، بر آن ديار تسلّط يافت ؛ وى به قتل و غارت شيعيان پرداخت و حتّى كتابخانهء شيخ طوسى را نيز به آتش كشيد . در سال 579 هجرى نيز صلاح الدين ايّوبى در حلب بر شيعيان شمشير كشيد و آنها را وادار به پذيرفتن مذهب اهل سنّت و عقيدهء اشاعره كرد و اعلام نمود : جز مقلّدان مذاهب اربعه ، كسى حق خطابه و تدريس ندارد . وى در مصر نيز با شيعيان به همين شيوه عمل كرد . طبيعى است كه در چنين جوّ رعب و وحشت و ناامنى ، فرصت و نشاط علمى و نوآوريهاى فقهى از عالمان گرفته شود . « 2 » ولى در اين دوره نيز جمعى از فقها - هر چند اندك - مشعل فروزان فقه اهل بيت عليهم السلام را روشن نگاه داشتند . برخى از فقهاى اين دوره : اين دوره شاهد فقهاى ارزشمندى نيز بوده كه
--> ( 1 ) . كتابهاى رجال ، فهرست و اختيار معرفة الرجال را در ارتباط با رجال و عالمان و راويان شيعه تدوين كرد و دو موسوعهء حديثى وى نيز تهذيب و استبصار نام دارد . ( 2 ) . موسوعة طبقات الفقهاء ، مقدّمهء جزء دوم ، ص 300 - 299 ( با تلخيص ) .