الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

104

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

امام جواد عليه السلام نيز توانست در فرصت كوتاه عمر خويش ( بيست و پنج سال ) ، تا آنجا كه حاكمان وقت اجازه مىدادند ، به ترويج مكتب اهل بيت بپردازد و از جمله ، گاه مشكلات فقهى خلفا را مىگشود و گاه در مناظرات ، مسائل مهم فقهى را حل مىكرد . « 1 » دانشمندان بزرگى از اهل سنّت دربارهء عظمت علمى و وجودى آن حضرت سخن گفته‌اند . از جمله ابن حجر هيتمى مىنويسد : « مأمون او را به دامادى خود انتخاب كرد ؛ زيرا با وجود سن كم ، از نظر علم و آگاهى و حلم ، بر همهء دانشمندان برترى داشت » . « 2 » سبط بن جوزى مىگويد : « او در علم و تقوا و زهد و بخشش بر روش پدرش بود » . « 3 » پس از امام جواد عليه السلام فرزند بزرگوارش امام هادى عليه السلام در عصرى امامت و زعامت شيعه را به عهده گرفت ، كه فشارها و اختناق بيش از گذشته شد . و آن حضرت براى فعاليت فرهنگى در سطحى گسترده ، آزادى عمل نداشت ؛ اما در همان شرايط نامساعد نيز ، افزون بر پاسخ به شبهات اعتقادى ، فعاليتهاى حديثى و فقهى نيز داشت و شاگردان فراوانى را تربيت كرد . پاسخها و حل مشكلات فقهى آن امام در فرصت‌هاى به دست آمده ، گواه دانش سرشار او است . « 4 » زمان امام حسن عسكرى عليه السلام فشارها بيش از گذشته بود . به قدرى حكومت عبّاسى از نفوذ امام نگران بود كه حضرت ناگزير شد هر هفته روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در دربار حاضر شود . « 5 » ولى با اين حال ، امام عليه السلام شاگردان و نمايندگانى را در شهرها گماشته بود و اين گونه در مسير ترويج مكتب اهل بيت و فقه و حديث تلاش مىكرد . پس از امام حسن عسكرى عليه السلام امامت به فرزندش امام مهدى عليه السلام منتقل شد . آن حضرت داراى دو غيبت بود ؛ غيبت صغرى و كوتاه مدت كه حدود 69 سال طول كشيد . و غيبت كبرى كه با پايان يافتن دوران غيبت صغرى آغاز و تا زمان ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت . هر چند امام مهدى عليه السلام آشكارا امامت مردم را به عهده نداشت ؛ ولى در همان دوران غيبت صغرى ، به وسيلهء نوّاب خويش متكفّل هدايت پيروان مكتب اهل بيت بود و مشكلات علمى و فقهى آنان را حل مىكرد . از جملهء آنها ، مىتوان به پاسخ امام عليه السلام به پرسشهاى « اسحاق بن يعقوب » در زمينه‌هاى

--> ( 1 ) . براى آگاهى از مناظرات امام جواد با يحيى بن اكثم ، دانشمند معروف زمان مأمون عبّاسى ، ر . ك : بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 78 - 75 . همچنين فتواى آن حضرت دربارهء كيفيّت قطع دست سارق ، در مجلس معتصم عبّاسى و در حضور فقهاى آن زمان ، دليل روشنى از دانش فقهى آن امام است . ( ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 490 ، ابواب حدّ السرقه ) ( 2 ) . الصواعق المحرقه ، ص 205 . ( 3 ) . تذكرة الخواص ، ص 359 . ( 4 ) . فتواى فقهى امام عليه السلام دربارهء مسيحى زناكار كه قبل از اجراى حد مسلمان شده بود و مخالفت آن حضرت با نظر يحيى بن اكثم و ديگر فقهاى دربارى ، بسيار جالب است . ( ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 408 ، ابواب حد الزنا ، باب 36 ) . همچنين نذر متوكّل و اختلاف نظر در نحوهء اجراى آن و راهگشايى امام عليه السلام نمونهء ديگرى است ( ر . ك : تذكرة الخواص ، ص 360 ) . ( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 251 .