الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

75

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

( فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَكَ « 1 » ) . روشن است اگر زمامدار تواضع نكند و با ابهت و كبر و غرور در بالاى مجلس بنشيند ضعيفان و نيازمندان جرأت نمىكنند كه با صراحت مشكل خود را مطرح كنند . ديگر اينكه « لشكريان و معاونانت اعم از پاسداران و نيروى انتظامى را از آنها دور ساز تا هر كس بخواهد بتواند با صراحت و بدون ترس و لكنت زبان ، سخن خود را با تو بگويد » ؛ ( وَتُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَكَ وَأَعْوَانَكَ مِنْ أَحْرَاسِكَ « 2 » وَشُرَطِكَ « 3 » ، حَتَّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ « 4 » ) . بديهى است اگر مأموران با لباس‌هاى رسمى اطراف مجلس را گرفته باشند چنان رعب و وحشتى به افراد دست مىدهد كه توان بيان حاجت خود را پيدا نمىكنند . ممكن است گفته شود كه حضور زمامدار بدون اعوان و انصار و پاسدار در چنين مجلسى خطرناك است ؛ ولى اوّلًا ، زمامدارانِ عادل و مردمى ، هنگامى كه ميان مردم مىآيند خود مردم محافظ و پاسدار آنها هستند . ثانياً ، ممكن است عده‌اى با لباس‌هاى عادى و معمولى در لا به لاى جمعيت باشند تا اگر شخصى شرور قصد سوئى داشته باشد بتوانند جلوى او را بگيرند . آن‌گاه امام عليه السلام براى اين دستور مهم و اجتماعى دليل روشنى از كلام پيامبر

--> ( 1 ) . در بعضى از نسخه‌ها « رَفَعَك » ( يعنى برترى داد ) آمده است كه تناسب بيشترى دارد ( 2 ) . « أحْراس » جمع « حارس » و « حَرَسىّ » به معناى نگهبان از مادهء حراست به معناى نگهبانى گرفته شده‌است ( 3 ) . « شُرَط » جمع « شُرطة » به معناى پاسبان ( نيروى محافظت شهر ) است . ارباب لغت گفته‌اند كه اين واژه از « شَرَط » بر وزن « شرف » به معناى علامت گرفته شده ، زيرا اين مأموران هميشه علامت‌هايى بر خود مىنهند كه شناخته شوند ( 4 ) . « مُتَتَعْتِع » به شخصى كه داراى لكنت زبان است گفته مىشود . از ريشهء « تَعْتَعة » به معناى لكنت زبان گرفته شده و در واقع شبيه به اسماى اصوات است