الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
64
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
آنچه ابن ابىالحديد در تفسير اين واژه گفته كه منظور از « صوافى » خالصهجاتى بوده كه مخصوص پيغمبر اكرم بوده و آنرا به معناى اراضى « غير مفتوح عنوة » تفسير كرده صحيح نيست « 1 » ، زيرا در اينجا سخن از « صَوافى الإسلام » است نه « صوافى رسول اللَّه » بهعلاوه زمينهاى غير خراجى نيز اختصاص به پيغمبر اكرم نداشت ، بلكه براى آن مصارفى بود كه در آيهء هفتم سورهء « حشر » آمده و از آن جمله يتيمان و مساكين و ابن سبيل نيز هست . و ابن ابىالحديد اين آيه را رها كرده و به سراغ آيهء خمس رفته است كه ارتباطى به بحث ما ندارد ، زيرا غنايم جنگى شامل زمينهاى فتح شده نمىشود . حضرت در سومين دستور مىفرمايد : « هرگز غرور و سرمستى زمامدارى ، تو را به خود مشغول نسازد ( و از رسيدگى به كار آنها باز ندارد ) زيرا هرگز به بهانه كارهاى فراوان و مهمى كه انجام مىدهى از ترك خدمات كوچك معذور نيستى » ؛ ( وَلَا يَشْغَلَنَّكَ عَنْهُمْ بَطَرٌ « 2 » ، فَإِنَّكَ لَاتُعْذَرُ بِتَضْيِيعِكَ التَّافِهَ « 3 » لِإِحْكَامِكَ الْكَثِيرَ الْمُهِمَّ ) . امام عليه السلام در اينجا نخست به مالك اشتر هشدار مىدهد كه گاه مىشود سرمستى مقام و غرور حاصل از آن انسان را به خود مشغول مىدارد به گونهاى كه وظايف خود را فراموش مىكند و نيز هشدار مىدهد مبادا گمان كنى كه اگر به امور مهم نيازمندان رسيدگى كردى در ترك امور غير مهم معذور هستى . چنين نيست ؛ بلكه همهء امور آنها بايد مورد نظر باشد از كوچك تا بزرگ و اى بسا تضييع كار كوچكى سبب مصائب بزرگى شود و يا لا اقل مايهء شكستن قلب آنها گردد .
--> ( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 17 ، ص 86 ( 2 ) . « بَطَر » بر وزن « بشر » به معناى طغيان و غرور بر اثر فزونى نعمت است و ترك شكرگزارى در معناى آننهفته شده است ( 3 ) . « تافِه » به معناى چيز قليل و كم ارزش از ريشهء « تَفَه » بر وزن « ثمر » به معناى كاستى و قلت گرفته شده است