الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
454
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
مىشوند . در اين صورت بازار رشوهخوارى داغ مىگردد و فساد و بىاعتمادى و ظلم همه جا را فرا مىگيرد و امتها در سراشيبى سقوط وارد مىشوند . ديگر اينكه چون امرا و زمامداران براى رسيدن به اهدافشان از طريق باطل و نادرست وارد شوند مردم نيز به حكم « النَّاسُ عَلى دينِ مُلُوكِهِمْ » به آنان اقتدا كرده و در مسائل مربوط به رابطهء آنها با حكومت و رابطهء خودشان با يكدگر بهسوى باطل مىروند و تمام روابط اجتماعى به خود شكل باطل مىگيرد و از آنجا كه باطل بيراهه است و انسان را به پرتگاه سوق مىدهد ، جامعه رو به فنا مىرود . اما اگر زمامداران حق را به حقدار ، خواه قوى باشد يا ضعيف برسانند و براى رسيدن به اهدافشان راه صحيح پيش گيرند نه رشوهخوارى و فساد ، جامعه را فرا مىگيرد و نه رابطههاى مردم با حكومت و با خودشان در مسير باطل مىافتد . جامعه نيز امن و امان مىشود و در مسير پيشرفت و ترقى قرار خواهد گرفت . نمونهء اين مطلب را نه تنها در زندگانى پيشينيان همچون فراعنه و نمروديان مشاهده مىكنيم كه در عصر خود نيز همين مطلب را با چشم در روابط ميان كشورها ملاحظه مىكنيم . « 1 » * * * سخن پايانى بخش نامهها اكنون كه شرح و تفسير بخش نامههاى امام اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مىگيرد
--> ( 1 ) . مطابق تفسيرى كه در بالا آمد ضمير جمع « اشْتَرُوهُ » و « اقْتَدَوْهُ » به امتها و مردم باز مىگردد ( الناس ) هرچند بعضى از شارحان احتمال ديگرى نيز دادهاند كه اين دو ضمير به امرا و زمامداران بر گردد ولى بسيار بعيد است و در اين صورت « اشْتَروْهُ » به معناى « باعُوا » است شبيه آنچه در قرآن دربارهء برادران يوسف آمده است : « وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ » ( يوسف ، آيهء 20 )